عید سعید فطر مبارک
ساعت ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ تیر ۱۳٩٥   کلمات کلیدی:


 
39 مین سالگرد شهادت معلم شریعتی
ساعت ٩:۱٦ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩٥   کلمات کلیدی:

                        ۲۹ خرداد

                      سی و نهمین

          سالروز شهادت مصلح انقلابی ایران 

                  آموزگار آزادی، عرفان و برابری

                        دکتر علی شریعتی

                                 گرامی باد                

خوشترین اقبال در آیین عشق    

بهترین نقش جمال دین عشق

 

استقبال بی نظیر از مراسم بزرگداشت دکتر علی شریعتی مزینانی در زادگاهش مزینان+عکس


 
رمضان مبارک
ساعت ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٧ خرداد ۱۳٩٥   کلمات کلیدی:

        وقت آن شد که درآیم به دیار رمضان

دل خود را بسپارم به بهار رمضان


 
یا علی
ساعت ٩:٢۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢ اردیبهشت ۱۳٩٥   کلمات کلیدی:

 

میلاد فرخندهء مولای متقیان گرامی باد

 

تا حبیب مهربان باری شود

تا گل قرآن نگهداری شود

تا ز بام کعبه بعد از قرن ها

قدرت بت ها نگونساری شود

تا یکی باشد که بهر مردمان

سمبل عدل و فداکاری شود

تا یکی باشد که در دین مبین

معنی عشق و وفاداری شود

حق تعالی مرتضی را آفرید

حضرت مولای ما را آفرید

 


 
بهاران حجسته باد
ساعت ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

 

تبریک عاشقان که بهاران رسیده است

نوروز باستانی ایران رسیده است

نوروز باستانی ایرانزمین ما

تا این دیار خفته، شتابان رسیده است

بوی بهار آمده احساس می کنید؟

آواز بلبلان غزلخوان رسیده است

آواز بلبلان غزلخوان آشنا

از دشت های خِطّهء گیلان رسیده است

چونانکه بانگ نغمهء زاینده رود نیز

از کوچه باغ های سپاهان رسیده است

پژواک موج های شکوه خلیج فارس

پیغام شادمانهء عمان رسیده است

بانگ درود کارون، تهنیّت ارس

تبریک آفتاب خراسان رسیده است

البرز می درخشد، سبز و سپید و سرخ

با هفت سین سرود هَزاران رسیده است

شیراز می سراید، همراه فرودین

عطر خوش بنفشه و ریحان رسیده است

در باختر، دمیده گل سرخ های عشق

از خاوران پیام شهیدان رسیده است

این موسم خجستهء زیبای میهنی

چون نیک بنگرید نه آسان رسیده است

بسیار لاله ها که به راهش نثار شد

بسیار ژاله ها که به دامان رسیده است

با رنج و استقامت و ایمان و اتّحاد

این فصل عاشقانه به سامان رسیده است

یعنی دوباره می شود آری بهار ساخت

هر جا که دست وحدت یاران رسیده است

هر جا که عشق گام رهایی گذارده

هر جا که جام بادهء ایمان رسیده است 

باشد که چون بهار طبیعت، بهار خلق

فردا به خانه ها و خیابان رسیده است

شکر خدا که شام زمستان گذشت و رفت

صبح بهار میهنم ایران رسیده است 

28 اسفند 88

 


 
آسمان دهکده آبی است
ساعت ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٧ دی ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

آسمان دهکده آبی ست

برایعلی فیاض و نقدهای روشنگرانه اش به  دروغپردازیهای دو روشنفکرنما

 

آسمان دهکده آبی ست

چشمه های دهکده جاری

باغ های دهکده سرسبز

مردمان دهکده بیدار

آری آری با معلم

دهکده سرشار زیبایی ست

دهکده سرشار آگاهی ست.

 

در برون از دهکده

مارگیری پیر

خسته از پایان یک نیرنگ بدفرجام

کیسهء شیادی اش بر دوش

می رود از انتهای این دیار روشنی بیرون

می سپارد گام

رو به سوی شهر بیگانه

شهر خون آشام.

 

آری آری تا معلم هست

هیچ شیادی

از بساط افکندنش در ساحت این دهکده طرفی نخواهد بست.

آری آری

با معلم

عطر عشق و شور و آگاهی

در ضمیر دهکده جاری ست.

 

آسمان دهکده آبی ست

چشمه های دهکده جاری

باغ های دهکده سرسبز

مردمان دهکده بیدار

خارج از این خطهء زیبا

مارگیر پیر

رهسپار باطلاق شهر تاریکی ست

نا امید و خسته و خوار و سرافکنده

مارگیر پیر "بی ایمان"1

مارگیر پیر "میرنده"2 

************                                                                

آسمان دهکده آبی ست

چون معلم هست.

1377

--------------------------------------                                         

1- باقر مومنی    2- علی میرفطروس


 
یا حسین
ساعت ٦:٢٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۳ مهر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

 


 
صبح خواهد آمد
ساعت ۸:٢۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٢ مهر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

 صبح خواهد آمد

 

اندک اندک می رسد صبح سپید عاشقان

می دمد خورشید آزادی ز بام خاوران 

کاروان ماه ما از مرز شب خواهد گذشت

روشنایی می برد ایرانزمین این کاروان

تا برآن خاک اهورایی نشاند چون بهار

پرچم آبادی نسل فروغ جاودان

راه روشن، رهروان هشیار، مقصد آشکار

آفرین بر رهگشایان، مرحبا بر رهروان 

باز کن چشمان خود را بر گل مهتاب عشق

مرغ حق می خواند ای جان، گوش کن آواز آن

کاروان عاشقان، کم کم به منزل می رسد

صبح خواهد آمد و خورشید می گردد عیان

صبح خواهد آمد آری باغ ما خواهد شکفت

شاد خواهد شد پس از آن روزگار مردمان

این بشارت را ببر تا کوچه های انتظار

این حقیقت را بگو با کودکان ارغوان.

می رسد آنک پیام خون سرداران ماه 

می زند اینک جرس بانگ نوید ساربان

نغمه های دلنشین باید به استقبال دوست

بادهء شورآفرین شاید به کام عاشقان

در نسیم ِصبح ِبسم الله الرحمن الرحیم

ساقیا جامی بیاور، مطرب آوازی بخوان

شنبه 11 مهر 94


 
عید غدیر بر عاشقان مبارک باد
ساعت ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۸ مهر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

 علی 

نامی برای زندگی نامی برای عشق

--

در غدیر خم پیمبر گفته به فرمان دوست

هر که من مولای او هستم علی مولای اوست

 

 


 
میلاد آفتاب خراسان
ساعت ٩:۱٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٤ شهریور ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

میلاد آفتاب خراسان خجسته باد


 
عید سعید فطر مبارک
ساعت ٢:۱٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٦ تیر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

 

فطریه

ماهِ نو آمده یاران کهن برخیزند

غنچه های گل و مرغان چمن برخیزند

عید پیروزی پر ارجِ سحرْ فطرت هاست

نغمهء سارْوَک و عطر سمن برخیزند

بانگ آدم ز سرآغاز ازل می آید

که ملائک همه بر سجدهء من برخیزند  

روحِ صیقل زده آیینهء یار است اکنون

عاشقان بهر نظرْبار شدن برخیزند

وقت عیش است به بیدارْ دلان مژده دهید

شب نشینان همه از رنج و محن برخیزند

گلفروشان همه آیینهء مینا گیرند

باده نوشان پی پیمانه زدن برخیزند

همگان سهمی ازین بادهء نوشین دارند

توبه کارند و اگر توبه شکن برخیزند  

                  لیلة القدر، پیام آور دلبر می گفت

لاله ها باید از این دشت و دمن برخیزند

شاخسارانِ نظر، رنگ بهاران گیرند

جویبارانِ طرب،غلغله زن برخیزند

گفتمش کی گل آبادی ما می روید

گفت وقتی همه خوبان وطن برخیزند

حضرت حافظ اگر باز مدد فرمایند

سایه هایی دگر از باغ سخن برخیزند

۹مهر ۸۷


 
29 خرداد
ساعت ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٩ خرداد ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

سی و هشتمین سالگرد شهادت معلم عرفان برابری و آزادی

دکترعلی شریعتی گرامی باد

علی شریعتی

با سلام دیگری به جاودان علی شریعتی

بهترینِ بهترینِ عاشقان علی شریعتی

 

اعتبار ماندگار مردمان و سرزمین مهر

افتخار روشنایی آوران علی شریعتی

 

خوشترین نگارهء "جمال دینِ" عشق و زندگی

جان پاک "زنده رود" از او جوان علی شریعتی

 

شمع معرفت، معلم وطن، شهید راه عشق

شاهد زمان و اسوهء مجاهدان علی شریعتی

 

ماه روزه است و باید از صمیم دل دعا کنم

با توسّلی به نام قهرمان، علی شریعتی

 

میهن مرا نجات ده به حق میر عاشقان

هم به حق-ای خدای مهربان- علی شریعتی

                                                         جمعه 29 خرداد 1394

 ------------------------------------------------------------------------------

*مراسم بزرگداشت سی و هشتمین سالگرد شهادت دکتر شریعتی در مزینان برگزار می شود

*ویژه نامه ی سی و هشتمین سالگرد شریعتی / درجوار زینب(س) دلنوشته ای برای غربت شریعتی


 
رمضان مبارک
ساعت ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٩ خرداد ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:


 
درگذشت اقتصاددان توانای ایرانزمین
ساعت ۱:۳۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٥ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی:

 یاأَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ. ارْجِعِی إِلَى رَبِّکِ رَاضِیَةً مَّرْضِیَّةً. فَادْخُلِی فِی عِبَادِی. وَادْخُلِی جَنَّتِی (89:30-33)

 

   ای نفس آرام و مطمئن! با خشنودی به سوی پرورگارت که از تو خشنود است بازگرد. و در صف بندگان ویژهء من داخل شو. و به بهشت من درآی.

روز چهارشنبه اول بهمن ماه 1393، تقدیر الهی بندهء محبوب خود دکتر حسن توانایان فرد را به جوار رحمت خویش فراخواند.

فقدان آن دانشمند توانا که برجسته ترین و داناترین اقتصاددان میهنمان بود و سختی ها و ستم های زیادی در راه خدا و خلق تحمل کرد، برای کشور ما بخصوص برای جامعهء علمی ایران ضایعه ای اندوهبار و جبران ناپذیر است. بدون تردید از میان روشنگران اندیشهء توحیدی معاصر تنها شخصیتی که توانست با تلاش و رنج و اخلاق و اندیشهء توحیدی، و با روشن بینی سیاسی، راه معلم شریعتی را ادامه بدهد و مرام قرآنیِ "عرفان-برابری- آزادیِ" او را زنده نگه دارد دکتر حسن توانایان فرد بود.

راه و یاد آن دانشمند آزاده که با یک عمر مجاهدت و مبارزهء عاشقانه و با تحمل آزارها و اهانت های حکومتی، بیش از صد کتاب و مقالهء علمی ارزشمند نگاشته اند در ذهن و ضمیر عاشقان ایرانزمین ما همواره زنده است، و یقینآ سرانجام، مشیت الهی، پیروزی آرمانهای توحیدی او را محقق خواهد ساخت.

با عرض تسلیت و آرزوی صبر و سلامتی برای خانوادهء محترم ایشان، رستگاری استاد عزیز را از خداوند مهربان مسئلت دارم.

...........................................

از معلم شریعتی:

شگفتا! وقتی که بود نمی دیدم،
وقتی می‌خواند نمی شنیدم...

وقتی دیدم که نبود...
وقتی شنیدم که نخواند...!  ادامه مطلب 

...............................................................

. تسلیت سایت آفتابکاران به مناسبت درگذشت استاد حسن توانایان فرد

. تسلیت کانون دانش آموختگان اقتصاد

. خبر سایت اقتصاددان

. تسلیت دوستان و تحریریه سایت اقتصاددان

. پیام تسلیت انتشارات نور علم

. یک تسلیت در سایت شباهنگ فرم

. اطلاعیه مراسم در روزنامهء اطلاعات

-----------------------------------------------------------------------------------

در فیسبوک:

......................................................................................

.کلیپ هایی کوتاه از استاد در مورد جنبش والستریت

......................................................................................

فهرست برخی کتاب های استاد توانایان فرد:

1-عذر تقصیر به پیشگاه محمد و قرآن، جان دیون پورت، غلامرضا سعیدی (مترجم)، حسن توانایان فرد (مصحح)، تهران: موسسه فرهنگی جهان رایانه کوثر، ۱۳۸۷ 2-اقتصاد اینترنت، حسن توانایان فرد، تهران: شرکت نشر الکترونیکی و اطلاع رسانی جهان رایانه امین، ۱۳۸۵ 3-تاثیر نماز در افزایش بهره‌وری، حسن توانایان فرد، امیر طاهری (ویراستار)، تهران: بنی هاشم، ۱۳۸۸ 4-فرهنگ تشریحی اقتصاد: انگلیسی – فارسی، حسن توانایان فرد، تهران: شرکت نشر الکترونیکی و اطلاع رسانی جهان رایانه امین، ۱۳۸۶ 5-ج‍ام‍ع‍ه‌ش‍ن‍اس‍ی اق‍ت‍ص‍ادی از دی‍دگ‍اه دک‍ت‍ر ع‍ل‍ی ش‍ری‍ع‍ت‍ی، حسن توان‍ای‍ان ف‍رد، ت‍ه‍ران: چ‍اپ‍خ‍ش، ۱۳۷۷ 6-اق‍ت‍ص‍اد آی‍ن‍ده ب‍ش‍ر :اق‍ت‍ص‍اد ق‍ب‍ل و ب‍ع‍د از ظه‍ور ح‍ض‍رت ق‍ائ‍م (ع‍ج)، حسن ت‍وان‍ای‍ان ف‍رد، ت‍ه‍ران: دان‍ش‍وران، ۱۳۸۰ 7-ت‍اری‍خ ان‍دی‍ش‍ه ه‍ای اق‍ت‍ص‍ادی درج‍ه‍ان اس‍لام ش‍ام‍ل ن‍ظری‍ات اق‍ت‍ص‍ادی ف‍اراب‍ی، اب‍ن م‍س‍ک‍وی‍ه، اب‍ن س‍ی‍ن‍ا، خ‍واج‍ه ن‍ص‍ی‍رال‍دی‍ن طوس‍ی، ج‍لال‌ال‍دی‍ن دوان‍ی و اب‍ن خ‍ل‍دون، حسن توانایان‌فرد 8-م‍ب‍ان‍ی م‍دی‍ری‍ت دراس‍لام (ش‍ام‍ل ت‍ئ‍وری‍ه‍ای م‍دی‍ری‍ت، م‍دی‍ری‍ت ع‍م‍ل‍ی، م‍دی‍ری‍ت در ق‍رآن)، حسن توانایان فرد، تهران: الهام، ۱۳۶۵ 9-مقدمه‌ای بر علم اقتصاد، حسن توانایان‌فرد، تهران: نشر پژوهش‌های اسلامی 10-امپریالیسم‌زدگی اقتصاد ایران، حسن توانایان فرد، تهران: آگاه، ۱۳۶۱ 11-اقتصاد جمعیت، حسن توانایان‌فرد، تهران، ۱۳۶۸  12-بهره‌وری در آموزش‌های حج، حسن توانایان‌فرد، تهران: چاپخش  13-توطئه‌های اقتصادی امپریالیسم در ایران، حسن توانایان‌فرد، ۱۳۶۴  14-صرفه‌جویی، حسن توانایان‌فرد، ۱۳۷۸ دائره المعارف اقتصاد اسلامی از سال ۱۳۲۰ تا ۱۳۹۰ 15-بیماری‌های اقتصادی ایران، ۱۳۸۰  16-دو پهلوی (رضا شاه و محمد رضا شاه) 17-نقدی بر اصول اقتصادی قانون اساسی 18-زیارتنامه پدر طالقانی 19-دکتر شریعتی و اقتصاد بعد از انقلاب  20-اقتصاد از نظر چهارده معصوم (ع) 21-اقتصاد از زبان محمد (ص) و علی (ع)  22-تئوری ارزش کار، ۱۳۵۶  23-تئوری مصرف – ۱۳۵۵  24-سامان دهی اقتصاد ایران ۱۳۸۰  25-عوامل موثر بر باورهای مذهبی ۱۳۷۲ 26-اقتصاد تعاون ۱۳۸۵ 27-اقتصاد پول ۱۳۷۰ 28-اقتصاد توسعه ۱۳۶۶ 29-پول: نظریات اقتصادی ۱۳۵۶ 30-نظریات اقتصادی امام محمد غزالی ۱۳۶۶ 31-نظریات اقتصادی امام فخر رازی ۱۳۶۷ 32-اقتصاد مصدق ۱۳۶۵ 33-جمع اخلاق و اقتصاد در اسلام ۱۳۶۷ 34-اقتصاد خرد و کلان ۱۳۸۳ 35-نقش زن در ارتقاء بهره‌وری ۱۳۸۰ 36-ارتقاء بهره‌وری در فرهنگ اسلامی ۱۳۷۷ 37-بهره‌وری در آموزش‌های نماز ۱۳۷۴ 38-اقتصاد آموزش و پرورش ۱۳۵۵ 39-اقتصاد توسعه و رشد ۱۳۵۶ 40-سیستم‌های اقتصادی سال ۱۳۵۶ 41-مکتب‌های اقتصادی ۱۳۶۰ 42-نظام‌های اقتصادی ۱۳۸۳ 43-فلسفه اقتصاد اسلامی علامه طباطبائی ۱۳۶۳ 44-مباحثی از اقتصاد ایران ۱۳۵۶ 45-اقتصاد زکات ۱۳۸۷ 46-اقتصاد قرانی ۱۳۸۵ 47-اقتصاد اجتماعی ۱۳۴۸ 48-ربا در قران ۱۳۶۹ 49-آرزوهای آرزو مانده ۱۳۵۹ 50-اقتصاد توسعه: یک الگوی جدید ۱۳۷۹  51-دانشنامهء اقتصاد اسلامی.

 


 
نام سرخ عشق
ساعت ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٧ دی ۱۳٩۳   کلمات کلیدی:

نام سرخ عشق

 

عشقی و نام سرخ تو زیبا نوشته اند

نام تو را برای تماشا نوشته اند

 

نام تو را که زینت تاریخ آدمی است

 در زیر نور ایزد یکتا نوشته اند


نام تو را به پرچم آزادی و امید

نام تو را به پاکی گل ها نوشته اند

 

نام تو را به وادی ایران و انتظار

نام تو را به وسعت دنیا نوشته اند

 

با خون خویش نام تو را نسل آفتاب

بر صخره ها و سنگر و صحرا نوشته اند

 

در کوچه های شب زدهء شهر، عاشقان

نام تو را به معنی فردا نوشته اند

 

نام تو را به منزلهء مژدهء بهار

بر جان سرزمین و دل ما نوشته اند

 

رزمندگان به نام تو پیکار می کنند

 آزادگان پیام تو هر جا نوشته اند

 

باران زندگانی و توفان انقلاب

نام تو را به جنگل و دریا نوشته اند

 

در شام تیره نام تو را شاعران ماه

با واژه های روشن و شیوا نوشته اند

 

عشقی و نام سرخ تو زیبا نوشته اند

نام تو را برای تماشا نوشته اند.

5 دی 1393

 


 
لبیک یا حسین
ساعت ٢:٤٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٥ آبان ۱۳٩۳   کلمات کلیدی:

  

 لبیک به سالار شهیدان رهایی

 با نام خداوند سرآغـازترین ها

 من عاشق نام تواَم ای نـازترین ها 

من عاشق مهتـاب تماشای تو هستم

ای مـاه نظر کردهء اعجـازترین ها 

سردار وفا، خون خدا، زینت توحید

گلباغِ بهاران ِخوش آوازترین ها 

ای پرچم زیبای تو میراث شهیدان

افراشته بر قامت جانبـازترین ها 

آنانکه پیام آور آزادی و عشقند

با رزم و ره و رسم تو همرازترین ها 

ای اُسوهء آزادی و ایثار و شهامت

احساس شرف، آیهء ایجـازترین ها 

زخم و عطش و دشمن و تنهایی تان آه

در خاطرهء عَلقَمه ابرازترین ها 

ای نغمهء آزادگی ملت ایران

با عشق خوشاهنگ تو دمسـازترین ها 

من عاشق پیوسته وفادار تو هستم

برخاسته ام در پی احرازترین ها 

برخاسته ام تا به تو لبیـک بگویم

 لبیــک به فرمانده ممتازترین ها 

لبیــک به سالار شهیدان رهایی

 لبیــک به سردار سرافرازترین ها 

یکشنبه ۸ محرم. ۱۱ آبان ۱۳۹۳

 


 
خطابهء عشق
ساعت ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۸ خرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی:

سی و هفتمین سالگرد شهادت آموزگار ِ

عرفان-برابری-آزادی

 دکتر علی شریعتی گرامی باد 

خطابهء عشق

 

ای گل این رخسار زیبا را که تقدیم تو کرد

این دل شیدایی ما را که تقدیم تو کرد

 

این شکوه آسمانی را که در برگت نهاد

این همه نقش تماشا را که تقدیم تو کرد

 

چتر توحید رهایی را که بر رویت گشود

عطر شورانگیز طاها را که تقدیم تو کرد

 

در کویر تشنه روییدی و من در حیرتم

سیرت باران و دریا را که تقدیم تو کرد

 

خاک عاشق خیز شرقی از تو زیباتر ندید

گوهر پاک اهورا را که تقدیم تو کرد

 

این بهار جاودانی را که در پای تو ریخت

گلشن ایران فردا را که تقدیم تو کرد

 

ای دل من جز بهار خوشنگار عشق دوست

جوهر این شعر زیبا را که تقدیم تو کرد

  


 
بنام خدا
ساعت ۱:۳٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٦ دی ۱۳٩٢   کلمات کلیدی:

 

دل بسته ام به فصل بهاری که می رسد

دل بسته ام به دیدن یاری که می رسد

دل بسته ام به وعدهء دیدار عاشقان

دل بسته ام به وقت قراری که می رسد

 آوازه خوان ماه درخشان بهمنم

آوازه خوان فصل بهاری که می رسد

 آوازه خوان نغمهء باران و آفتاب

آوازه خوان نام نگاری که می رسد

 

امیدوار مهر خداوند جمعه ام

امیدوار عشق سواری که می رسد

 

امیدوار موسم پیروزی بهار

امیدوار دیدن یاری که می رسد


 
کاروان شهر آفتاب
ساعت ٢:٠۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳٩٢   کلمات کلیدی:

زیر چتر ظلمت آفرین شب
لشکر حرامیان
راه کاروان شهر آفتاب را گرفت
فرق ماه را شکافت
سینهء سپیده را درید 
پیکر ستاره را 
پاره پاره از گلوله های بی امان نمود

زیر چتر ظلمت آفرین شب
لشکر حرامیان
راه کاروان شهر آفتاب را گرفت
گیسوان بید را برید
دست های بی گناه یاس را شکست
چشم های انتظار خلق را
                    اشکبار داغ عاشقان نمود. 

زیر چتر ظلمت آفرین شب
لشکر حرامیان
راه کاروان شهر آفتاب را گرفت
قامت بلند سرو را فکند
تیر کینه بر جبین لاله زد
خاک جاده را                                                                               غرق خون و زخم رهروان نمود.

با تمام زخم ها و رنج ها 
کاروان شهر آفتاب
از سفر نمانده است
در نگاه سرزمین مهربان او
آتش چراغ عشق و انتظار روشن است
در میان قلب عاشقان او
نور آفتاب و لالهء بهار روشن است.

در شب حرامی آفرین اهرمن
کاروان شهر آفتاب
زیر نور مشعل بلند خون عاشقان خویش
با ترانه های دلنشین و عزم آهنین رهروان خویش
رو به سوی بامداد روشنایی و بهار
                                          می رود به پیش.

                12 شهریور 1392


 
یا علی
ساعت ۱:٥۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٧ امرداد ۱۳٩٢   کلمات کلیدی:


 
رمضان
ساعت ٦:٠٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٩ تیر ۱۳٩٢   کلمات کلیدی:

دل خود را بسپارم به بهار رمضان

 

وقت آن شد که درآیم به دیار رمضان

دل خود را بسپارم به بهار رمضان

 

دل خود را بسپارم به صمیمیّت عشق

تن و جان را برسانم به جوار رمضان

 

صیقلی تازه به آیینهء روحم بزنم

به دعای سحر و لیل و نهار رمضان

 

و سلامی بدهم از سر اخلاص و وفا

به شهیدان و دلیران گذار رمضان 

 

من همانند شما شاهد عهد ازلم

عاشق شهر پر از نقش و نگار رمضان

 

عاشق شهر شرف، عاشق آیین بهار

عاشق عطر گل و بانگ هَزار رمضان

 

کاش خالی نشود سفرهء افطاری خلق

از می جام امید و مه یار رمضان

 

کاش محبوب دلآرای سفرکردهء ما

لیلة القدر بیاید به قرار رمضان

 

تا رود شام غم و غصه از ایران بیرون

تا شود میهن ما غرق بهار رمضان

19 تیرماه 92

اول ماه مبارک رمضان


 
سالگرد شهادت معلم شریعتی
ساعت ٤:۱٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ خرداد ۱۳٩٢   کلمات کلیدی:

سی و ششمین سالگرد شهادت معلم ِ

عرفان-برابری-آزادی

 دکتر علی شریعتی گرامی باد

 

ای درخشنده ترین شمع  

برای معلم شهید عرفان، برابری و آزادی، دکتر علی شریعتی 

تقدیم به علی فیاض

  

ای درخشنده ترین شمع به نام تو سلام 

به کتاب و قلم و خط و کلام تو سلام  

 

شاهد نسل بهاری و شهید ره عشق 

به شکوفندگی خون و پیام تو سلام 

  

بهترین عاشق و اندیشهء دوران هستی 

به بهار گل توحید و مرام تو سلام 

 

هر که از بادهء آگاهی عشقت نوشید 

می دهد تا به ابد بر تو و جام تو سلام 

 

ای صدای سخن عشق، ره آموز بهار  

به نوای خوش و زیبایی گام تو سلام 

 

در دل خلق و وطن مهر تو جاویدان است 

به دوام تو و بر قدر و مقام تو سلام  

 

شرر افکنده فروغ تو به شام شه و شیخ 

شمع آزادی ایران به قیام تو سلام 

 

ما و امّید تماشای تو در جمعهء سبز 

به تو و مُنتَظَر عشق، امام تو سلام     
30
 خرداد 1392. آستانهء نیمهء فرخندهء شعبان


 
بهاران خجسته باد
ساعت ۳:٥۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:


 
بنام خدا
ساعت ۳:٢۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٩ آذر ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

 با خاطرات روشن بیدارم

با اشک های جاری رخسارم

مهر تو را همیشه به دل دارم

ماه تو را همیشه هوادارم

 

اینجا اگر چه قلب زمان تار است

اینجا اگر چه دست زمین سرد است

من روشن از تجلّی امّیدم

چون آفتاب عشق تو را دارم

 

رخسار نازنین تو را ای ماه

از دور دست آینه می بوسم

در عطر باغ خاطره می بویم

عهد تو را همیشه وفادارم

 

لطف خدا همیشه نگهدارت

دست علی همیشه به همراهت

خوشبختی مدام تو را ای گل

از عشق التماس دعا دارم

 1391-9-28


 
بهار فرصت ما
ساعت ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٤ آبان ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

 بهار فرصت ما، در فراق یار گذشت

تمام ثانیه هامان به انتظار گذشت

 

اگر چه مشعل امّیدمان فروزان است

سحر نیامد و شب ماند و روزگار گذشت

 

چقدر آرزوی سبز در سر ما بود

چقدر فصل جوانی که بی بهار گذشت

 

چقدر کوچهء بن بست در سیاست بود

چقدر موسم اندیشه در شعار گذشت

 

به راه آمدنت ای بهار میهنم آه

چقدر حادثه بر باغ این دیار گذشت

 

حرامیان به گل یاس حمله آوردند

نشان زخم سپیدار از شمار گذشت

 

چقدر سرو سهی را به خاک افکندند

چقدر ناله که از نای جویبار گذشت

 

چقدر ژاله که از دیدگان ماه چکید

چقدر شعله که از قلب لاله زار گذشت

 

به یاد عصر شبیخون به آستانهء تو 

به یاد روز و شبانی که در حصار گذشت

 

شبی که نغمهء ناب هَزار شد خاموش

شبی که قتل گل سرخ از هِزار گذشت

 

شبی که مهلت دیدار عاشقان نرسید

شبی که لحظهء بدرود، پای دار گذشت

 

تمام آینه ها در غبار گم گشتند

تمام عمر گل لاله سوگوار گذشت

 

شرار آتش این داغ را نهایت نیست

اگر چه در غزل ما به اختصار گذشت 

13 آبان 1391

 


 
آسمان دهکده آبی ست
ساعت ٩:۳۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٩ شهریور ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

آسمان دهکده آبی ست

برایعلی فیاض و نقدهای روشنگرانه اش به  دروغپردازیهای دو روشنفکرنما

 

آسمان دهکده آبی ست

چشمه های دهکده جاری

باغ های دهکده سرسبز

مردمان دهکده بیدار

آری آری با معلم

دهکده سرشار زیبایی ست

دهکده سرشار آگاهی ست.

 

در برون از دهکده

مارگیری پیر

خسته از پایان یک نیرنگ بدفرجام

کیسهء شیادی اش بر دوش

می رود از انتهای این دیار روشنی بیرون

می سپارد گام

رو به سوی شهر بیگانه

شهر خون آشام.

 

آری آری تا معلم هست

هیچ شیادی

از بساط افکندنش در ساحت این دهکده طرفی نخواهد بست.

آری آری

با معلم

عطر عشق و شور و آگاهی

در ضمیر دهکده جاری ست.

 

آسمان دهکده آبی ست

چشمه های دهکده جاری

باغ های دهکده سرسبز

مردمان دهکده بیدار

خارج از این خطهء زیبا

مارگیر پیر

رهسپار باطلاق شهر تاریکی ست

نا امید و خسته و خوار و سرافکنده

مارگیر پیر "بی ایمان"1

مارگیر پیر "میرنده"2 

************                                                                

آسمان دهکده آبی ست

چون معلم هست.

1377

--------------------------------------                                         

1- باقر مومنی    2- علی میرفطروس


 
رمضان مبارک
ساعت ٥:۳٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۳۱ تیر ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

 

ماه رمضان،

ماه تقوای

رهایی بخش مبارک

 


 
قدر
ساعت ٥:۳٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۳۱ تیر ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

قدر 

افسوس من عشق شما را دیر فهمیدم

معنای آن مهر و وفا را دیر فهمیدم

 

قدر بهاران نگاهت را ندانستم

زیباترین لحظه ها را دیر فهمیدم

 

باغ صدایت رنگ و بوی مهربانی داشت

من آن صدای آشنا را دیر فهمیدم

 

یک عمر مثل ماهی آسودهء آزاد

در بحر عشقت بودم امّا دیر فهمیدم

 

از بهر خود بودن، شب تار نگاهم شد

مهتاب دیدار خدا را دیر فهمیدم

 

غمگین رنج مردمان بودم ولی افسوس

دستان سرد بینوا را دیر فهمیدم

 

از کاروان آفتاب عشق جا ماندم

پیغام ماه نینوا را دیر فهمیدم

 

با اینهمه امیّدوار لیلةالقدرم

هرچند من قدر شما را دیر فهمیدم

12 -4- 91 


 
نامهء معلم به هیئت مدیره صندوق خیریه فاطمه زهرا
ساعت ٢:۱٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

نامهء معلم شریعتی که یک ماه پیش از شهادت، به هیئت مدیرهء صندوق خیریهء زادگاه خود نوشته اند و اطلاع داده اند که اگر چه از ایران خارج می شوند، اما به همیاری خود با آنان ادامه می دهند و همچنان در عضویت صندوق خیریهء     حضرت فاطمهء زهرا علیها السلام باقی خواهند ماند:

هیئت مدیره صندوق خیریه فاطمه زهرا- کاهه

پس از سلام و آرزوی توفیق خدمت، چون برای من مسافرتی پیش آمده است که ادامهء کارم در آن هیئت مقدور نیست این چند نکته را یادآوری می نمایم:

۱- بندسارهای کاهه را به مردم کاهه واگذار نموده ام و از آقای اباذری خواهش کرده ام که از امکاناتی که در اختیار دارد استفاده کند تا این زمین به صورت منبع خیر و خدمتی برای کاهه درآید و امیدوارم هیئت مدیرهء صندوق نیز هر کاری از عهده اش بر می آید مضایقه نکند. بنابراین کار عمران پیش بندها و عمران باغ مقابل مدرسه در حکم یک کار است و آن کوشش برای خدمت به مردم و آبادی ده است. تا کنون مبلغی برای آن پرداخته ام که دو هزار تومان به اقای علی حسین غلامرضا است و بقیه اش را صندوق حساب کند چون هر دو زمین در اختیار صندوق است.

۲- از این پس، بوسیلهء همسرم حقوق ماهیانه ام  را به صندوق خواهم ریخت.

۳- چون غایب خواهم بود، به رای اکثریت شخص دیگری را به جای من انتخاب نمایید.

۴- اگر موافقت کنید پرداخت حساب دکان را که به ده نفر از نیازمندان کاهه ماهیانه کمک مینماید صندوق تعهد کند و ما سهم خود را بصورت حق عضویت به صندوق می پردازیم.

امیدوارم کار صندوق بخصوص ترتیب گرفتن حق عضویت ماهیانه از افراد نظم و دقت کاملی پیدا کند و این خدمت با ارزش تعطیل نشود.

من با اینکه نخواهم بود ولی همیشه نگران کار شما خواهم بود و هرکمکی که لازم باشد از طریق همسرم خواهم نمود.

توفیق شما را از صاحب اصلی صندوق، حضرت فاطمهء
زهرا خواستارم.

۲۴ اردیبهشت ماه [۱۳۵۶]،   علی

منبع نامه: سایت رسمی دکتر شریعتی


 
ای بهار میهنم
ساعت ٤:٠٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٤ فروردین ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

 ای بهار میهنم 

ای بهار میهنم، ایران گلستان تو باد

پرچم آبادی و آزادی از آن تو باد 

سرو سبز بوستان سرخ ایمان و شرف

سرفراز از رنج و خون باغبانان تو باد 

روزگار ملت عشق و امید و انتظار

روشن از خورشید زیبای خراسان تو باد 

خطهء آلاله ها از رنگ و بویت پرشکوه

خانهء گلْ باوران آباد دستان تو باد 

کوچه باغ تشنه و خاموش شهر زندگی

خرّم از آواز ناز جویباران تو باد

نقشهء ننگین شب غارتگران راهبند

     در هزیمت از عبور رهگشایان تو باد

شام بیداد از نهیب انقلابت سرنگون

  صبح بهروزی نصیب قهرمانان تو باد

مهر خشنودّی ایزد، ماه آزادّی خلق

خونبهای لایتنّاهِ شهیدان تو باد 

چهرهء دلدادگانت ای بهار میهنی

شادمان از رویش سبز درختان تو باد 

با تو زیبا می شود فردا دیار عاشقان

عشق در آیینهء ایران غزلخوان تو باد 

14 فروردین 1391


 
عید و فرودین میهن
ساعت ٧:٤٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

عاشقان آمادهء فصلی بهارانی شوید

بی خیال این زمستان پریشانی شوید

 عید و فرودین میهن، اندک اندک می رسند

سرخوش از پایان یک هجران طولانی شوید

 این چنین هم می رسد روزی که از ایرانزمین

مژده آید عاشقان اینک بهارانی شوید

 موسم آزادی و آبادی ما آمده ست

باغ های تشنه، سرتاسر گلستانی شوید

 ملت پیروز ایران میهنْ آرایی کنید

ای تمام شهرها اینک چراغانی شوید

 ای خلیج فارس، دریای خزر، اروند رود

سربلند از میهن آباد ایرانی شوید

 شاعران کوچه ها، شعر رهایی سردهید

چاوشان خوشنوا، غرق غزلخوانی شوید

 عاشقان آمادهء فصلی بهارانی شوید

بی خیال این زمستان پریشانی شوید.

 21 اسفند 1389


 
آرزو
ساعت ۱:٢٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳٠ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

 

ای کاش پر از تاب تماشا شده باشم

از بهر نگاهِ تو مهیّا شده باشم

 

آزاد شوم از شبِ گمگشتگی خویش

در آینهء روزِ تو پیدا شده باشم

 

ای عشقِ بهارآورِ من جلوه نما شو

تا با تو، دل آسوده ز دنیا شده باشم

  

جز مهر تو نوری به ره خویش نگیرم

جز شوقِ تو خالی ز تمنّا شده باشم

 

از شعرِ تماشای تو صد نغمه بسازم

در  لفظِ خوش آوایِ تو معنا شده باشم

 

امروز هم از هجر تو غمگین شدم ای کاش

خوشنود به دیدار تو فردا شده باشم

 

من قطره ام، آغوش تو دریای حیات است

ای کاش که شایستهء دریا شده باشم

یکشنبه 30-11-90


 
یا حضرت زینب
ساعت ٢:٥۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٤ دی ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

 

  اربعین حسینی

 سالروز بازگشت فاتحان عاشورا

 گرامی باد

سلام بر فاتحان عاشورا

آی عشق، آی عشق،

رخسار روشنت چه زیباست!


 
تنها صدا نیست که می ماند
ساعت ۳:٤٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٠ آذر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

تنها صدا نیست که می ماند

آنسوی این روزگاری که تارست

خورشید پیروزی در انتظارست 

خورشید پیروزی عشق من و تو

عشقی که به رنگ فصل بهارست 

سبز و سپید و سرخ و طلایی

عشقی که از خوبان یادگارست 

چون رود کارون پیوسته جاریست

چون کوه دماوند، استوارست 

عشقی که روشنگر زندگانیست

یار هجرانیان بی قرارست 

عشق من و تو آری همیشه

می ماند و پیوسته آشکارست 

در هر نگاهی که مهربانست

در هر دلی که امّیدوارست 

عشق من و تو آری یقین کن

در گلشن گیتی پایدارست 

این پایداری، قانون هستیست

تقدیر زیبای پروردگارست 

 تنها صدا نیست که می ماند

عشق من و تو نیز ماندگارست 

فریدون انوشه


 
یا حسین
ساعت ۱:۱٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٦ آذر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

سلام بر عاشورای حسینی، بزرگترین حماسه تاریخ بشری

 

ای حسین!
ای چراغ راه!
ای کشتی رهائی!

ای خونی که از آن نقطهء صحرا جاودان می جوشی و در بستر زمان جاری هستی و بر همه نسلها می گذری و هر زمین حاصلخیزی را سیراب خون می کنی و هر بذر شایسته را در زیر خاک می شکافی و می شکوفانی و هر نهال تشنه ای را به برگ و بار حیات و خرمی می نشانی!

 ای آموزگار بزرگ شهادت!                                                      برقی از آن نور را بر این شبستان سیاه و نومید ما بیفکن!

 قطره ای از آن خون را در بستر خشکیده و نیم مرده ما جاری ساز و تفی از آتش آن صحرای آتش خیز را به این زمستان سرد و فسرده ما ببخش!

ای که مرگ سرخ را بر گزیدی تا عاشقانت را از مرگ سیاه برهانی تا با هر قطره خونت ملتی را حیات بخشی و تاریخی را به طپش آری و کالبد مرده و فسرده عصری را گرم کنی و بدان جوشش و خروش زندگی و عشق و امید دهی!

ایمان ما، ملت ما، تاریخ فردای ما، کالبد زمان ما، به تو و خون تو محتاج است.       ** معلّم شهید دکتر شریعتی **


 
جملاتی طلایی از دکتر شریعتی
ساعت ۸:٠٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢ آذر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

دوم آذر، سالروز میلاد معلم عرفان - برابری - آزادی

گرامی باد 

 جملاتی طلایی از دکتر شریعتی:

 دل های بزرگ و احساس های بلند، عشق های زیبا و پرشکوه می آفرینند

خدایا به من قدرت تحمل عقیدة مخالف ارزانی کن 

اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه‌ای را بالا ببری

وقتی عشق فرمان می دهد، محال، سر تسلیم فرود می آورد

 اگر حق را نمی توان استقرار بخشید می توان ثابت کرد

 هر کس آنچنان می میرد که زندگی می کند 

اگر تنها ترین تنهایان شوم باز خدا هست

  
خدایا بگذار هر کجا تنفر است بذر عشق بکارم ، هرکجا آزادگی هست ببخشایم و هر کجا غم هست شادی نثار کنم 

الهی توفیقم ده که بیش ازطلب همدلی، همدلی کنم ، بیش از آنکه دوستم بدارند دوست بدارم .


 
در مهتاب عشق
ساعت ۸:٠۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٤ آبان ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

 تا تو مهتاب منی جان و جهانم روشنست

دیده ام روشن، دلم روشن، روانم روشنست 

در گذرگاه ضمیرم چون تجلٌی می کنی 

هم زمین و زندگی هم آسمانم روشنست  

راهی ام در پرتو عشق تو تا شهر حضور 

مقصدم روشن، مسیر کاروانم روشنست 

این که شبْ اندوه دنیا را تحمل می کنم 

یعنی از فردای دیدار تو جانم روشنست  

از شکوه و شادی عشق شرارانگیز تو 

شعلهء ایمان و شمع آرمانم روشنست  

ساقیا جام مبین ام ده که در مهتاب عشق 

امشب احساس دل و طرز بیانم روشنست

شنبه 14 آبان 1390


 
تصمیم
ساعت ٤:٢۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ مهر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

تصمیم

باید بروم امشب و فردای خودم را

روشن کنم از مهر و تماشای خودم را

آغاز نمایم و ببینم که چگونه است

این عمر شتابان من و جای خودم را

در خلوت اکنون به تماشا بنشینم

با یک نظر دیگر و دنیای خودم را

از پنجرهء آینهء عشق ببینم

بی رنگ هوا و دل تنهای خودم را

آگاه کنم از خطر این سفر دور

پیوسته و آن مقصد زیبای خودم را

در خاطر خود آرم و چون رود بسازم

فردای خودم را، و دریای خودم را

یکشنبه 10 مهر 89


 
هستی
ساعت ٢:٢۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

و سلامی دیگر

 هستی

یار است که ما را به امیدش نظری هست

عشق است که از او به دل ما خبری هست

مهر است که در هستی ما نور نهاده 

ماه است که او را به شب ما گذری هست

فردا است که از شوق خوش آمدن او

ما را هوس عطر گل و نغمه گری هست

هم خاطرهء میهن و هم عهد رفیقان

هم گوهر ایمان و دعای سحری هست 

حیرت مکنید از دل پر طاقت این شمع 

کز آتش دیرینه هنوزش شرری هست 

با یار بگویید قدم رنجه بفرمای

از عمر شبانگاهی ما مختصری هست 

20 شهریور 1390


 
لیلة القدر
ساعت ٩:٠٧ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٩ امرداد ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

                                                                       

مگر باکلمات می توان از علی سخن گفت ؟       

   باید به سکوت گوش فرا داد تا از او چه ها می گوید ؟

او با علی آشناتر است.

علی کسی است که نه تنها با اندیشه و سخنش ،

 بلکه با تمام وجود و زندگی اش به همهء دردها و نیازها

و همهء احتیاج های چند گونهء بشری در همهء دوره ها پاسخ می دهد .

« معلم شهید دکتر علی شریعتی »

                          ( ما و اقبال ، ص ۳۸)                              


 
سلام بر رمضان
ساعت ۱:۱٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٠ امرداد ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

 

مهتاب لیلةالقدر                                        

برای ستارهء مینا

    ماه رمضان رسید و آورد

    مهتاب محبت خداوند

    احساس وجود مهربانی

    باران دعا، بهار لبخند

 

    ماهی پُر زیور عبادت

    ماهی همه آیه آیه پیوند

    ماهی پُر گوهر اراده

    ماهی همه سوره سوره سوگند

 

    ماهی که هراس فتح ایمان

    در قلب حرامیان بیفکند

    ماهی که فروغ عشق و وحدت

    در سینهء عاشقان پراکند

 

                           خوش آمده ای به خانه ما

                            ای ماه به صد بهار مانند

                           ای مژده رسان لیلة القدر

                            ای ماه مبارک خداوند !

                                                                           ۲۶ آبان ۸۰ 


 
مثل بهار
ساعت ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

 

یادگار مهربانی می رسد

 

عاقبت یک روز پیدا میشوی

مثل باران؛ مثل گل؛ مثل بهار

مثل خورشید نهان در پشت ابر

مثل پایان قشنگ انتظار

 

عاقبت یک روز پیدا می شوی

مثل تعبیر شگفت انگیز خواب

مثل وقتی ماه کامل می شود

مثل قانون طلوع آفتاب

 

در نگاه ما تو پیدا نیستی

گر چه در دنیای ما داری حضور

چشم ها باید به تو عادت کنند

مثل عادت کردن آنها به نور

 

چشم ها وقتی به تو عادت کنند

تو نماد واقعیت می شوی

مثل خورشید و زمین و آسمان

با نگاهی ساده رؤیت می شوی

 

گر چه در وصف گل رخسار تو

عاشقان بسیار زیبا خوانده اند

سال ها بگذشته است اما هنوز

دیده ها در خواب غفلت مانده اند 

 

غفلت از تنهایی آیینه ها 

غفلت از ویرانی کاشانه ها 

 غفلت از اندوه هجر عاشقان 

غفلت از دلتنگی پروانه ها

  

غفلت از دنیای شورانگیز عشق 

غفلت از پرواز از ظلمت به نور 

غفلت از حسن حضور آفتاب 

غفلت از فردای زیبای ظهور

 

مادرم می گویدم آماده شو

میهمانمان ناگهانی می رسد

صبح یک آدینه هنگام اذان

یادگار مهربانی می رسد

 

یادگار مهربانی می رسد

کز تبهکاران رها سازد زمین

برفرازد بر فراز روزگار

پرچم پیروزی مستضعفین

 

یادگار مهربانی می رسد

تا شب آیینه را رنگین کند

مردمان را گوهر ایمان دهد

کوچهء ما را سلام آذین کند

 

مثل باران؛ مثل گل؛ مثل بهار

عاقبت یک روز پیدا می شوی

مثل ایمان؛ مثل قرآن؛ مثل عشق

میهمان خانهء ما می شوی

فروردین 1384

 

 


 
یا علی
ساعت ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٦ خرداد ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

 29 خرداد، سی و چهارمین سالگرد شهادت معلم عرفان-برابری-آزادی، دکتر علی شریعتی گرامی باد             

      خوشترین"اقبال"در آیین عشق    بهترین نقش"جمال دین"عشق

 //////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

میلاد فرخندهء مولا علی (ع) مبارک باد


 
از شکوه عشق یار
ساعت ٩:٤۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

بس که طولانی شد این هجران پر اندوه و آه

رفته از یادم حساب روز و شام و سال و ماه

 

با تمام این پریشان خاطری دارم امید

آشیان خویش را آباد بینم یک نگاه

 

من که عمر و زندگی را داده ام در راه یار

غیر از آغوش بهارانش نمی خواهم پناه

 

هر چه دارم از شکوه عشق شورانگیز اوست

یا درست و بی غلط یا نادرست و اشتباه

 

در بهشت جاودانی هم دلم آسوده نیست

تا نگیرم دست دلبر تا نبوسم روی ماه 

٧-١١-٨٩


 
عشق بهاری
ساعت ٤:٢۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٦ فروردین ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

 

ای فصل شورانگیز گلدار بهاری

ای عشق تو از سرزمینم یادگاری

 

این عاشق دیرینه ات را می شناسی؟

نام مرا در یاد داری یا نداری؟

 

عیبی ندارد گر به یادت نیست نامم

نام من از یاد خودم هم رفته آری!

 

از بس که بی دیدار تو عمرم گذر کرد

در این دیار سرد آزاد حصاری

 

عشق تو با خون و حیات من عجین است

چون میهنم در قلب او کارون جاری

 

باز آمدی مثل همیشه شاد و روشن

ای فصل مژده آور امیدواری

 

از من سلامی ده شهیدان وطن را

وقتی به خاک خاوران گل می گذاری

 

از من درودی گو به خورشید خراسان

وقتی به عشق میهنم دل می سپاری

 

از من نگاهی هم به البرز وارس کن

وقتی که سرداران خود را می شماری

 

در انتظارم من هنوز ای فصل زیبا

در این شبان سهمگین بیقراری

 

تا صبح دیداری که شاید هم نباشم

بر میهنم باران آزادی بباری

 

جاری کنی جوبارهای عشق و شادی

در میهنم گل های آبادی بکاری

 

با نام سبز کوچه های آرزومند

با یاد سرخ عاشقان سربداری

 

ای فصل شورانگیز گلدار بهاری

ای عشق تو از سرزمینم یادگاری

 

این عاشق دیرینه ات را می شناسی؟

نام مرا در یاد داری یا نداری؟

 

فروردین 1390


 
بهار آمد
ساعت ۸:٥٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٧ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

بهاران خجسته باد

عیدتان مبارک

«نوروز» این پیری که غبار قرن‌های بسیار به چهره‌اش نشسته است، در طول تاریخ کهن خویش روزگاری در کنار مغان اوراد مهر پرستان را خطاب به خویش می‌شنیده است. پس از آن در کنار آتشکده‌های زرتشتی، سرود مقدس موبدان و زمزمۀ اوستا و سروش اهورامزدا را به گوشش می‌خوانده‌اند.

 در همۀ این چهره‌های گوناگونش، این پیر روزگار آلود که در همۀ قرن‌ها و با همۀ نسل‌ها و همهء اجداد ما، از اکنون تا روزگار افسانه‌ای جمشید باستانی زیسته است و با همه‌مان بوده است، رسالت بزرگ خویش را همه وقت با قدرت و عشق و وفاداری و صمیمیت انجام داده است، و آن زدودن رنگ پژمردگی و اندوه از سیمای این ملت نومید و مجروح است و درآمیختن روح مردم این سرزمین بلاخیز با روح شاد و جان‌بخش طبیعت و عظیم‌تر از همه پیوند دادن نسل‌های متوالی این قوم که بر سر چهارراه حوادث تاریخ نشسته و همواره تیغ جلادان و غارتگران و سازندگان کله‌مناره‌ها بند بندش را از هم می‌گسسته است، و نیز پیمان یگانگی بستن میان همۀ دل‌های خویشاوندی که دیوار عبوس و بیگانۀ دوران‌ها در میان‌شان حائل می‌شده و درۀ عمیق فراموشی میان‌شان جدائی می‌افکنده است. . .

برگرفته از مقاله‌ای در باره «نوروز»، به قلم «معلم شهید دکتر علی شریعتی»


 
ساده نیست
ساعت ۱:۱۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۸ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

عاشق شدن به چهرهء ماه تو ساده نیست

دلبستگی به چشم سیاه تو ساده نیست

 

زان واپسین نگاه تو آشفته ام هنوز

بدرود با بهار نگاه تو ساده نیست

 

انگار خط سبز تو با خون کشیده اند

پیمودن تمامی راه تو ساده نیست 

 

از عاشقان شنیده ام این نکتهء ظریف 

فهم شکوه ارزش و جاه تو ساده نیست

  

گفتی که مثل آینه اند عاشقان من

عاشق شدن به چهرهء ماه تو ساده نیست 

 

میدانم اشتیاق مرا درک می کنی

هجران آفتاب نگاه تو ساده نیست

 ٧ اسفند ٨٩


 
آهنگ آرزو
ساعت ٧:۳٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

ای دل بخوان که عشق سخندان هنوز هست

فرصت برای نغمه سرایان هنوز هست

 

فرصت برای نغمه سرودن بنام عشق

فرصت برای آینه داران هنوز هست

 

برگو به عاشقان رسیده به شهر یار 

همراه مانده، بر سر پیمان هنوز هست

 

در قلب خاک و بر نظر آسمان ما

طرح گل و شکوفه و باران هنوز هست

  

آنسوی این سکوت غم آلود انتظار

آهنگ آرزوی بهاران هنوز هست

 

در امتداد این شب طولانی فراق

 صبح امید دیدن ایران هنوز هست 

یکشنبه 10-11- 89


 
یا حسین
ساعت ۸:٠٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٥ آذر ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

باز این چه شورش است که در خلق عالم است

شعر زیبا و معروف محتشم کاشانی در رثای امام حسین (ع)ادامه...


 
ابلاغگر روشنایی
ساعت ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ آبان ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

 

 

دیشب شرار غصه به دل های ما زدند

فرهاد را ز عالم شیرین صدا زدند

ابلاغ  -  سایت کانون ابلاغ اندیشه های شریعتی

 فرهاد اسلامی

مسئول کانون ابلاغ اندیشه های شریعتی

شامگاه دیروز یکشنبه نهم آبان 1389

به رستگاری رسید  

 آنان که در راه خدا مهاجرت کرده‏اند و آنگاه کشته شده یا مرده‏اند قطعا خداوند به آنان رزقى نیکو مى ‏بخشد و براستی که خداوند بهترین روزى ‏دهندگان است. آیهء 58 سورهء حج 

ابلاغگر روشنایی

   

با قامت بلند تواضع

و چهرهء صمیمی ایمان

از نسل انقلاب بودی

از نسل آفتاب.

ابلاغ روشنایی،

 والاترین رسالت عمرت بود.

عمری که تا دقیقهء پایانش

بر آرمان میهن خود ماندی

 عمری که از جوانی شیرینش

                  بی هیچ انتظار گذشتی.

 

از تیغ شب پرستان

در سینه ات دو زخم گران بود

زخمی به داغناکی خرداد

زخمی به سهمگینی شهریور

تا امتداد ابلاغ

با زخم التیام نیافته

از خانه، از عزیزان 

                    از شهر، از دیار گذشتی.

 

آن ظهر آشنایی تابستان

وقتی تو را در آینه ها دیدم

تمثالی از مجید و ابوذر بودی

یادآور معلم آگاهی

آنگاه ناگهان

با آخرین وداع

از باغ تشنه کام نگاهم

تا آسمان دور

                پروانه وار گذشتی.

 

آه، ای عاشق رسیده به دیدار

ای دوست، ای برادر،

                      ای یار !

تو مثل یک شهید

پیروز سرنوشتی

الگوی پایداری و ایثاری،

                 شایستهء بهشتی.

زیرا که در مسیر عشق به مردم 

از خویش، از جوانی

              با اختیار گذشتی.

زیرا که در سفر به مقصد توحید

                      از خاک، از بهار گذشتی.


 
آرزو
ساعت ٩:٤٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٥ آبان ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

خوش آن زمان که بهارْآورندگان برسند

به آستانهء پیروزی، عاشقان برسند

حصار ظلمت شب را ز راه بردارند

به شهر آینه، خورشیدْباوران برسند

ز شام فاصله، دلدادگان رها گردند

به روز روشن دیدار دلبران برسند

سلامْبارش باران و دلنوازش رود

به دشت های گل سرخ و ارغوان برسند

تمام خطهء ایرانزمین شود آباد

به زندگانی آسوده، مردمان برسند

بساط غارت سوداگران بهم ریزند

بنا و برج عدالت به آسمان برسند

ز هر کرانه برآید سرود آزادی

نسیم و عطر گل از باغ و بوستان برسند

مسافران بهاری به خانه برگردند

پرندگان مهاجر به آشیان برسند

فراق و غصه، ز دنیای عاشقان بروند

به نان و عاطفه، دستان مهربان برسند 

خدا کند که بهارآورندگان برسند

به آرزوی دل خویش، عاشقان برسند

 

5 آبان 89


 
ایمان
ساعت ٧:٠٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٤ مهر ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

 در انتهای خلقت آدم

دستان مهربان خداوند

او را به گوهر ایمان آراست

آنگاه رهسپار زمین ساخت

تا قدر خویش را بداند

و راه و مقصدش را بشناسد

و در برابر سختی ها

                           مانند کوه استوار بماند.

 

ایمان اگر نبود

آدم

با اوّلین شکست

دیگر سراغ آینه ها را نمی گرفت

با خاک و آفتاب دوست نمی شد

و غنچهء امید به فردا

         بر شاخهء درخت حیاتش نمی شکفت.

 

ایمان اگر نبود

در چشم رهسپاران

فصل بهار

با موسم زمستان فرقی نداشت

اردیبهشت، مشابه آذر بود

نوروز

یک لفظ سادهء بی مقدار، یک نام کهنه بود

و کاروان رهایی

در پشت بُرج خرداد

                         از پای می فتاد.

 

ایمان اگر نبود

اروندرود، با چشمه های روشن و بیدارش

 امیّد التیام جراحات خویش را نداشت

البرز، با قامت بلند و رشیدش

مغلوب قاتلان کوچک خان می شد

و تهران،

           با قدرت شگفت و عظیمش

برای همیشه

               تسخیر حاکمان اوین می گشت.

 

ایمان اگر نبود

ایران

         قلب هماره روشن یک خلق

خلق حنیف و اشرف و سردار

               خلق شریعتی و مصدق و ستار

در ظلمت شقاوت استبداد

و پنجه های غارت استعمار

                           از خویش می گُسست

آنگاه

تبریز و زاهدان و سنندج

بوشهر و یزد و گیلان

و اصفهان و مشهد و اهواز

                             با یکدگر

                                 بیگانه می شدند

و  نسل مولوی و حافظ و فردوسی

در امتداد تاریخ

 اعضای خانهء خود را نمی شناخت

زیرا زبان و عشق مشترکی

                             با هم نداشتند.

 

ایمان اگر نبود

انسان

در ظلمت هجوم تبهکاران

جرات نداشت از خویشتن دفاع نماید

آنگاه

عصر سقوط بغداد

باغ مُعَلّق بابل

        از میوهء جهاد و شهادت

                    و عطر استقامت

                                خالی می گشت 

   و هیرمند و هریرود

 در آتش تجاوز وحشی ها

                              تبخیر می شدند.

 

ایمان اگر نبود

از واژه های اهورایی

از عشق و آشنایی

                نامی به یادگار نمی ماند

 از خاک از گیاه

               از آفتاب و ماه 

                     چیزی به اعتبار نمی ماند.

سوداگری حقیقت مطلق بود

و  عاشقان  

مجبور می شدند بگویند:

"آری

 رفتن ز راه و نور از نگاه جداست

ای اهل زور و تزویر

                      حق با شماست!"

 

ایمان اگر نبود

در جان عاشقان سفر کرده

صبر و مقاومت، و عزم بازگشت

                                  جایی نداشت

آنگاه

از داغی شقاوت این سال های تلخ

مانند یک شهاب

در آسمان تیرهء تبعید

                          محو می شدند.

و هیچ کودکی

                   از کوچه سار یار

        در آرزوی لحظهء دیدارشان نبود

و پشت هیچ پنجره ای

                         از خانهء بهار

 در اشتیاق آمدن آنها

       چشمی به انتظار

                             نمی ماند.

 

ای یادگار خوب خداوند

ای گوهر رهایی

ای نور زندگانی انسان

                       ایمان!  

نام تو ماندگار زمان باد

زیبایی حضور تو در جان آدمی

                                 جاودان باد

زیبایی حضور تو در سراسر گیتی

زیبایی حضور تو در سراسر ایران

             تضمین ِ

                       پیروزی ِ 

                                  عاشقان باد!

                          14 مهر 1384  

 


 
عاشقان
ساعت ٢:٢۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٩ شهریور ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

و سلامی دیگر

عاشقان را در هوای یار حالی دیگر است

اشتیاق دیگری شوق وصالی دیگر است

 

نقش لیلی را کسی مانند مجنون خوش ندید

عشق را در دیدهء خوبان جمالی دیگر است

 

آفرین بر جلوه سازی های شورانگیز یار

هر زمان از دلنوازی در کمالی دیگر است

 

روزگاری چرخ گردون هم مطیع عشق بود

عصر سودا پروری طبق روالی دیگر است

  

صبر باید بوستان را در خزان برگ ریز

آخر هر دانهء صبری نهالی دیگر است

 

عشق ما افسانه گشت از این فراق دیر و دور

شرح این افسانه محتاج مجالی دیگر است

 

 شهریور 89                

 


 
عید مبارک
ساعت ٧:٢۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:


 
یا علی
ساعت ٢:٤۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۸ شهریور ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

علی

نامی برای عدالت

نامی برای عشق

"قتل فی محرابه لشدت عدله" شاعر عرب

 در محراب عبادتش کشته شد به خاطر شدت عدالتش.


 
ای عشق
ساعت ۸:٠۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ امرداد ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

ای عشق مرا زمزمهء ناز بیاموز

آیینهء خود سازم و ابراز بیاموز 

از غیر جدایم کن و با خویش بیامیز

از آه رهایم کن و آواز بیاموز 

تا چند اسیر قفس ظلمت هجران

همراه بهارم کن و پرواز بیاموز

یک قطره از آن مهر دلاویز بنوشان

یک قطعه از آن ماه سرافراز بیاموز

در جادهء آیین وفا راهبرم باش

در خلوت آیینه مرا راز بیاموز 

با اینهمه آموخته محتاج توام باز

محتاج تو ای عشق مرا باز بیاموز 

هر شام مرا مشعل امید برافروز

هر روز مرا شیوهء آغاز بیاموز 

دلخسته ام از این گذر بی ثمر عمر

ای عشق مرا عمر ثمر ساز بیاموز

یکشنبه 24 مرداد 89


 
رمضان مبارک
ساعت ۱:۳٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٠ امرداد ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

وَالشَّمْسُ تَجْرِی لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا

ذَلِکَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ  

و خورشید در مسیرى که قرارگاه اوست در حرکت است. این نظمی است که خداوند بلندمرتبهء دانا مقرر داشته است قرآن 36:38

 

Even the sun moves, when the planet is circulating around it


 
جام
ساعت ٩:٢۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٤ امرداد ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

تشنگی ام داده یار و آب نداده

فصل بهاران گذشت، گلاب نداده 

وعده به من داده و وفا ننموده

دست دعای مرا جواب نداده 

در شب هجران ز اشتیاق وصالش

عاشق خود را مجال خواب نداده 

رخ بنموده ولی به عاشق بیدار

رخصت دیدار آفتاب نداده 

هر چه که او گفت روی دیده نهادم

زلف خودش را که پیچ و تاب نداده 

راه گشوده ولی به این دل عاشق

فرصت تدبیر و انتخاب نداده 

تشنگی ام داده یار و آب نداده

"جام به من داده و شراب نداده"*

                                  خرداد 1389 

*{ باده به من داد از لطافت و گفتم

     جام به من داده و شراب نداده

                                  غضایری رازی شاعر قرن پنجم }


 
نیمهء شعبان گرامی باد
ساعت ۸:٠٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٤ امرداد ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:


 
به یاد سربدارها
ساعت ۳:٢٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ تیر ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

با سلام به دوستان گرامی بویژه به دوست مهربانم کیانوش 

و با تقدیم یک غزل دیگر

 

فتاد برگ عُمر و دل، هنوز در فراز ها

نشسته است و می زند نوای جانگُدازها 

به یاد سربدارها ز هجر رهسپارها

برای گُلعذارها ز داغ دلنوازها 

کزآسمان عمر ما، ستارهء حیاتشان

به خاک و خون کشیده شد بدون احتراز ها 

به دست ننگ پیشگان به چنگ دیو سیرتان

به حکم حق ستیزها به امر حُقٌه بازها 

دریغ و درد جاودان، که زیر خاک شد نهان

چه دلبرانه روی ها چه عاشقانه رازها  

الا شهیدْ عاشقان، که نام مهربانتان

چو پرچمی است عشق را به بام اهتزاز ها 

نشان خون سرختان رسیدن بهارها

نثار روح پاکتان سلام ها، نمازها

مرداد 87


 
برای معلم عرفان برابری آزادی
ساعت ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳٠ خرداد ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

 

 دیدار

دیشب آهنگ خیالت مجلس ما را گرفت

شادی مهتاب یاد تو همه جا را گرفت

 

از نگاه شبگذاران زنگ ظلمت را زدود

از ضمیر عشقورزان رنگ غم ها را گرفت

 

نغمه های پر طنینت هیبت شب را شکست

از دل آیینه ها ترس تماشا را گرفت

 

یوسف عشق آفرینی در حدیث روزگار

شهرت زیبایی روح تو دنیا را گرفت

 

شام شیخ و شحنه را "شمع" فروزان تو سوخت

آفتاب عشق توحید تو فردا را گرفت

 

دیدمت اینبار هم "زیباتر از دیدار پیش"

شعرم از آن لحظه این الفاظ شیوا را گرفت

 ٣٠ خرداد ١٣٨٩

جدیدترین مطالب "وب سایت رسمی دکتر علی شریعتی" به مناسبت سالگرد شهادت دکتر را در اینجا بخوانید


 
4 خرداد
ساعت ٦:٥٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٤ خرداد ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

 

 

  خاطرهء جاویدان

 منادیان جامعهء بی طبقهء توحیدی

 گرامی باد

  در سحرگاه چهارم خرداد ۱۳۵۱ جلادان رژیم شاه خا‌ئن، خون پاک ۵ تن از فرزندان دلاور ایرانزمین، بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق ایران؛ مجاهدین شهید محمد حنیف نژاد، سعید محسن و علی اصغر بدیع زادگان  و دو تن از اعضای مرکزیت سازمان، مجاهدین شهید عبدالرسول مشکین فام و محمود عسکری زاده را برخاک تپه های اوین ریختند و آنان را به شهادت رساندند.  این شهادت مظلومانه، تنها شقاوت و بیرحمی رژیم وابسته به امپریالیسم را نشان نداد بلکه عزم انقلابی، صداقت آگاهانه و اخلاص توحیدی حنیف نژاد و یاران وفادارش را نیز اثبات کرد.  آنان را به جاودانگی شکوهمند ابدی رساند و به عنوان مبشرین جامعهء بی طبقهء توحیدی، الگوی نسل انقلابی عاشق آبادی و آزادی ایرانزمین ساخت .


[ ....صبح روز 4 خرداد 1351 گروهبان ساقی به ‌‌سلول من آمد. رنگ‌پریده و عصبی می‌نمود. احوالش را پرسیدم، گفت: امروز شاهد منظره‌یی بودم که تا عمر دارم فراموش نمی‌کنم. حدود ساعت 4 صبح قرار بود حکم اعدام درباره حنیف‌نژاد و دوستانش اجرا شود. من‌ هم ناظر واقعه بودم، هنگامی ‌که به‌ اتفاق یکی دیگر از مأمورین زندان به ‌سلول او رفتیم تا او را برای اجرای مراسم اعدام به‌میدان تیر چیتگر ببریم، حنیف‌نژاد بیدار بود. همین که ما را دید گفت: می‌دانم برای چه آمده‌اید. آن‌گاه رو‌ به ‌قبله ایستاد و با تلاوت آیاتی از قرآن، دستها را بالا برد و گفت: خدایا، شاکرم‌ به ‌درگاهت که این توفیق را نصیبم کردی تا در راه آرمانم شهید شوم. سپس همراه ما به‌ راه افتاد. پس‌ از انجام مراسم مذهبی، در حضور قاضی ‌عسگر، او را به‌ طرف میدان تیر حرکت دادیم. در طول راه تکبیرگویان، شکرگزاری می‌کرد و تا لحظه تیرباران بدین کار ادامه داد، گویی به ‌عروسی می ‌رفت!»]
 کتاب تاریخ سیاسی 25ساله ایران نوشته سرهنگ غلامرضا نجاتی صفحات 406و407


 
هجرت
ساعت ۱:٥۸ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

         

خاطرهء هجرت معلم عرفان-برابری-آزادی گرامی باد

روزهای پایانی اردیبهشت ماه هر سال یادآور هجرت معلم بیداری ملت ایران دکتر علی شریعتی است . در این روزها بود که دکتر توانست با هوشیاری و رشادت، حصار ضد امنیت رژیم استبدادی شاه را بشکند و "سوار بر کشتی ای که دریای مانش را می پیمود" به سرزمین بیگانه هجرت کند تا رسالت عظیم توحیدی اش را ادامه دهد. اما ادامهء این رسالت بیش از یک ماه دوام نیاورد؛ زیرا تقدیر الهی بر آن قرار گرفته بود که معلم عرفان، برابری و آزادی، در پایان خرداد ۱۳۵۶ برای دیدار محبوب بی همتا به هجرتی ابدی بشتابد.                                                           هنوز خاطرهء آن روزهای داغ خرداد در ذهن و ضمیر نسل انقلاب مردم ایران جاری است. طی این مدت آنها هر سال بیش از پیش به عظمت روحی، هوشیاری سیاسی - اجتماعی و خلوص اندیشهء توحیدی شریعتی پی می برند، از دلدادگی خود به آن می بالند و به یقینشان در حقانیت و پیروزی راه و رسم ماندگار معلم خویش برای رهایی و آبادی فرهنگ و سرزمینشان افزوده می شود.       

  • «ای آزادی تو را دوست دارم، به تو نیازمندم، به تو عشق می‌ورزم، بی‌تو، زندگی دشواراست، بی‌تو من هم نیستم؛ هستم، اما من نیستم؛ یک موجودی خواهم بود توخالی، پوک، سرگردان، بی امید، سرد، تلخ، بیزار، بدبین، کینه دار، عقده‌دار، بیتاب، بی روح، بی‌دل، بی روشنی، بی شیرینی، بی‌انتظار، بیهوده، منی بی تو یعنی هیچ!...
  • "ای آزادی"، من از ستم بیزارم، از بند بیزارم، از زنجیر بیزارم، از زندان بیزارم، از حکومت بیزارم، از باید بیزارم، از هر چه و هر که تو را در بند می‌کشد بیزارم.
  • ای آزادی،چه زندان‌ها برایت کشیده ام! و چه زندان‌ها خواهم کشید و چه شکنجه‌ها تحمل کرده‌ام و چه شکنجه‌ها تحمل خواهم کرد. اما خود را به استبداد نخواهم فروخت.                                                                  من پرورده ی آزادی ام، استادم علی است،  مرد بی‌بیم و بی‌ضعف و پر صبر، و پیشوایم مصدق، مرد آزاد، مردی که هفتاد سال برای آزادی نالید.
  •  "ای آزادی" هرچه کنند، جز در هوای تو دم نخواهم زد. اما، من به دانستن از تو نیازمندم، دریغ مکن، بگو هر لحظه کجایی و چه می‌کنی؟ تا بدانم آن لحظه کجا باشم، چه کنم؟
    ای آزادی! مرغک پر شکسته‌ی زیبای من، کاش می توانستم تو را از چنگ پاسداران وحشت، سازندگان شب و تاریکی و سرما، سازندگان دیوارها و مرزها و زندان‌ها و قلعه‌ها رهایت کنم، کاش قفس‌ات را می‌شکستم و در هوای پاک بی‌ابر بی‌غبار بامدادی پروازت می‌دادم،...
    به مهر تو پرورده‌ام، ای آزادی! قامت بلند و آزاد تو، مناره‌ی زیبای معبد من است. ای آزادی! کبوتران آزاد و رنگین تو، دوستان همراز و آشنای من‌اند، کبوتران صلح و آشتی‌اند، پیک‌های همه‌ی مژده‌ها و همه‌ی پیام‌های نوید و امید و نوازش من‌اند...ای آزادی!.»                                  معلم شریعتی، کتاب « خود سازی انقلابی»مجموعه آثار٢ ، ص ١١٨
  •  
    • منبع تصویر بالا: سایت "طعمهء آتش"،   http://toemeatash.oboor.com                             بخش "نقاشی های شریعتی"               


 
تبریک عاشقان
ساعت ۳:٢٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۸ اسفند ۱۳۸۸   کلمات کلیدی:

سال نو مبارک 

 

flor081

تبریک عاشقان که بهاران رسیده است

نوروز باستانی ایران رسیده است

نوروز باستانی ایرانزمین ما

تا این دیار خفته، شتابان رسیده است

بوی بهار آمده احساس می کنید؟

آواز بلبلان غزلخوان رسیده است

آواز بلبلان غزلخوان آشنا

از دشت های خطهء گیلان رسیده است

چونانکه بانگ نغمهء زاینده رود نیز

تا کوچه باغ های سپاهان رسیده است

پژواک موج های شکوه خلیج فارس

پیغام شادمانهء عمان رسیده است

بانگ درود کارون، تهنیٌت ارس

تبریک آفتاب خراسان رسیده است

البرز می درخشد، سبز و سپید و سرخ

با هفت سین سرود هزاران رسیده است

شیراز می سراید، همراه فرودین

عطر گل بنفشه و ریحان رسیده است

در باختر، دمیده گل سرخ های عشق

از خاوران پیام شهیدان رسیده است

این موسم خجستهء زیبای میهنی

چون نیک بنگرید نه آسان رسیده است

بسیار لاله ها که به راهش نثار شد

بسیار ژاله ها که به دامان رسیده است

با رنج و استقامت و ایمان و اتٌحاد

این فصل عاشقانه به سامان رسیده است

یعنی دوباره می شود آری بهار ساخت

هر جا که دست وحدت یاران رسیده است

هر جا که عشق گام رهایی گذارده

هر جا که جام بادهء ایمان رسیده است 

باشد که چون بهار طبیعت، بهار خلق

فردا به خانه ها و خیابان رسیده است

شکر خدا که شام زمستان گذشت و رفت

صبح بهار میهنم ایران رسیده است

 جمعه 28 اسفند 88


 
میلاد الگوهای صلح و آزادی
ساعت ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۸   کلمات کلیدی:

 سلام 

عید میلاد فرخندهء پیامبر عدالت و مهربانی و

میلاد فرخندهء امام صادق آل محمد گرامی باد

شعر زیبای سعدی:

ماه فرو ماند از جمال محمد

سرو نروید به اعتدال محمد

 

قدر فلک را کمال و منزلتی نیست

در نظر قدر با کمال محمد

 

وعدهء‌ دیدار هر کسی به قیامت

لیله‌ء اسرا شب وصال محمد

 

آدم و نوح و خلیل و موسی و عیسی

آمده مجموع در ظلال محمد

 

عرصهء‌ گیتی مجال همت او نیست

روز قیامت نگر مجال محمد

 

وآنهمه پیرایه بسته جنت فردوس

بو که قبولش کند بلال محمد

 

همچو زمین خواهد آسمان که بیفتد

تا بدهد بوسه بر نعال محمد

 

شمس و قمر در زمین حشر نتابند

نور نتابد مگر جمال محمد

 

شاید اگر آفتاب و ماه نتابند

پیش دو ابروی چون هلال محمد

 

چشم مرا تا به خواب دید جمالش

خواب نمی گیرد از خیال محمد

 

سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

عشق محمد بس است و آل محمد


 
دوستت دارم
ساعت ٢:٥٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٤ بهمن ۱۳۸۸   کلمات کلیدی:

دوستت دارم، اگر این رنج بی پایان گذارد

این تب بحران گذارد، این شب هجران گذارد 

خلق را آسوده از سنگینی رنج و چپاول

تیغ استبداد و تزویر جهانخواران گذارد 

نیستم غافل از آن مهتاب شورانگیز زیبا

گر هجوم تیرهء این ابر بی باران گذارد 

دوستت دارم ولیکن، گاه ِ ابرازی ندارد

عاشق آزاده ای کو، گام در طوفان گذارد 

در مرام اهل ایمان، بهتر است از دین فروشان

کافر و گبری که قدر و حرمت انسان گذارد 

گو شب هجران نخوابد، گو تب بحران نکاهد

آفتاب آخر برآید، صبح را بنیان گذارد 

شوق دنیا را ندارد، در غروب زندگانی

آنکه حاضر شد جوانی، بر سر پیمان گذارد 

دوستت دارم، اگر این رنج بی پایان گذارد

این تب بحران گذارد، این شب هجران گذارد

۸۸-۱۱-۴


 
یا حضرت زینب
ساعت ٥:۱٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٥ دی ۱۳۸۸   کلمات کلیدی:

شعری از مصلح انقلابی و شاعر بزرگ فارسی  حکیم اقبال لاهوری برای  حماسهء جاویدان عاشورا : 

مومن از عشق است و عشق از مومن است

عشق را نا ممکن ما ممکن است

عقل در پیچاک اسباب و علل

عشق چوگان باز میدان عمل

عقل مکار است و دامی می زند

عشق صید از زور بازو افکند

عقل را سرمایه از بیم وشک است

عشق از عزم و یقین لاینفک است

آن کند تعمیر تا ویران کند

این کند ویران که آبادان کند

عقل چون باد است ارزان در جهان

عشق کمیاب  و بهای او گران

عقل محکم از اساس چون وچند

عشق عریان از لباس چون و چند

عقل می گوید که خود را پیش کن

عشق گوید امتحان خویش کن

عقل با غیر آشنا از اکتساب

عشق از فضل است و با خود در حساب

عقل گوید شاد شو آباد شو

عشق گوید بنده شو آزاد شو

عشق را آرام جان حریت است

ناقه اش را ساربان حریت است

آن شنیدستی که هنگام نبرد

عشق با عقل هوس پرور چه کرد

آن امام عاشقان پور بتول

سرو آزادی ز بستان رسول

الله الله بای بسم الله پدر

معنی ذبح عظیم آمد پسر

سرخ رو عشق غیور از خون او

شوخی این مصرع از مضمون او

در میان امت آن کیوان جناب

همچو حرف قل هو الله در کتاب

چون خلافت رشته از قران گسیخت

حریت را  زهر اندر کام ریخت

موج خون او چمن ایجاد کرد

تا قیامت قطع استبداد کرد

بهر حق در خاک و خون غلطیده است

پس بنای لا اله گردیده است

مدعایش سلطنت بودی اگر

خود نکردی با چنین سامان سفر

سر ابراهیم  و اسماعیل بود

یعنی آن اجمال را تفصیل بود

عزم او چون کوهساران استوار

پایدار و تند سیر و کامکار

تیغ بهر عزت دین است و بس

مقصد او حفظ آیین است و بس

ما سوا الله را مسلمان بنده نیست

پیش فرعونی سرش افکنده نیست

خون او تفسیر این اسرار کرد

ملت خوابیده را بیدار کرد

نقش الا الله بر صحرا نوشت

سطر عنوان نجات ما نوشت

رمز قران از حسین آموختیم

زآتش او شعله ها اندوختیم

تار ما از زخمه اش لرزان هنوز

تازه از تکبیر او ایمان هنوز

ای صبا ای پیک دور افتادگان

اشک ما بر خاک پاک او رسان »

 

                                          - اقبال لاهوری -


 
پیام طاهر احمدزاده به مناسبت درگذشت آیت الله منتظری
ساعت ٦:٠٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢ دی ۱۳۸۸   کلمات کلیدی:

مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن یَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا.لِیَجْزِیَ اللَّهُ الصَّادِقِینَ بِصِدْقِهِمْ....(سوره احزاب آیات بیست وسوم و بیست ‌وچهارم)

                              از جملهء مومنان، آزاد مردانی هستند که بر سر عهد و پیمان با خدا و خلق او وفادار ماندند، بعضی به دیدار حق رفتند و بعضی درصف نوبت خود قرار دارند و از قول خود و عهدی که بسته بودند هیچ چیز را تبدیل نکردند. خدای متعال پاداش آنان را تضمین کرده‌است....

 و مرحوم آیت‌الله منتظری از مصادیق بارز این مومنان بود.

در دوران اوج بی‌اخلاقی‌های سیاسی، او سمبل و نمونه روشن و بارز یک سیاستمدار اخلاق‌مدار بود که می‌تواند الگویی برای نسل فعلی و نسل‌های آینده کشورمان باشد.

او نشان داد که اصل، حفظ حقوق انسان‌هاست و نه حفظ نظام، زیرا که اگر حقوق مردم رعایت نشود از حکومت اسلامی به جز پوستین وارونه و بی‌خاصیت چیزی باقی نمی‌ماند.

او در دورانی که قائم‌مقام رهبری بود به بهبود حال زندانیان توجه ویژه داشت و به آزاد کردن آنان اصرار می‌ورزید که نویسنده، خود از جمله این زندانیان بود. ولی آن‌گاه که احساس کرد دیگر نمی‌تواند منشاء اثر باشد ابوذروار اعتراض کرد و عطای حکومت را به لقایش بخشید.

او حتی در دورانی که سمت قائم‌مقامی رهبری را داشت، سمبل تواضع و فروتنی بود، نه سمبل کبر و غرور و گردن‌فرازی و اگر در موردی از ناحیه او اشتباهی صورت گرفته بود عذرخواهی می‌کرد که خود شاهد آن بودم.

منتظری را در یک کلام می‌توان چنین خلاصه کرد «او انسان طراز مکتب توحید بود، انسانی که مولانا آن‌را چنین توصیف می‌کند: دی‌شیخ با چراغ همی‌گشت گرد شهر / کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست.»

دوشنبه ۳۰ آذرماه ۱۳۸۸      طاهر احمدزاده

-----------------------------------------------------------------

دیدار                                 

  برای استاد طاهر احمدزاده و پیام شورانگیزشان در سوگ آیت الله منتظری

 

 

 

در آینه دوباره تو را دیدم

خشنودم از سعادت این دیدن

 

از ماه عکس و اختر پیغامت

گردید آسمان دلم روشن

 

ما را به باغ خاطره هامان برد

آن عاشقانه نغمهء شور افکن

 

ما را به باغ برتری قرآن

ما را به فهم فلسفهء بودن  

 

ما را به دشت تشنهء آبادی 

ما را به خاک خاطرهء بهمن 

 

ما را به یاد پیر و پدر انداخت

اسطوره های روشنی و رستن

 

یاد شریعتیّ ِ بهار آیین

داناترین معلم این میهن

 

یاد مجید و مرضیّه و مسعود

یاد حنیف و فاطمه و بیژن

 

سازندگان جبههء بیداری

سوزندگان ظلمت اهریمن

 

گُلواژه های عاطفه و ایثار

با  عزم  پُرصلابت چون آهن

 

ای افتخار مکتب آزادی

اعجاز ماندگاری این گلشن

 

انسان همطراز گُل توحید

عمرت بلند باد و دلت ایمن

 

ایران به نام سرخ تو مغرور است

وز یاد سبز منتظری روشن 

 

تقدیم آن ستارهء دریا دل

ناقابل است شبنم شعر من

    دوم دی ماه ٨٨


 
برای آیت الله منتظری
ساعت ٧:۱٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ آذر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی:

 

 ای خیر خواه خلق ایران

 به روان پاک محبوب ملت ایران آیت الله منتظری

مثل تمام عاشقان میهنم ایران

اندوهناک رفتنت هستم

ای عالِم بیدار اندر عالَم بالا

اندوهناک خفتنت هستم.

 

در سومین روز محرٌم ماه بیداری

                          ماهی که شد پیروز ایمان بر ستمکاری

در این شب سردی که خلق ما

 مشتاق گرمای حضور توست

و  کاروان سبز آزادی

                         محتاج نور توست

نام تو را -همراه با احساسی از تردید-

 در کوهسار شعر خود آواز می خوانم

نامی که در شبهای تاریک ستمشاهی

فانوس سرخ رهنوردان بود

نامی که یار دردمندان،

                              افتخار خلق ایران بود

 

مثل تمام عاشقان میهنم ایران

دلتنگ اخلاص و حقیقت گویی ات هستم

دلتنگ در ایمان گرایی پایداری هات

دلتنگ از غم دیده ها دلجویی ات هستم

 

وقتی که نه گفتی به بدخواهان این ملت

وقتی که پشت پا زدی بر کرسی قدرت

وقتی که قتل نسل ایمان را برآشفتی

وقتی که تفکیک نگاه و روشنی را بر نتابیدی*

نام تو را بی هیچ تردیدی

در کوهسار شعر خود آواز می خوانم.

 

ای عالِم بیدار اندر عالَم بالا

                                  مکانت سبز

ای خیرخواه خلق ایران

                               آرمانت سبز !

٢٩ آذر ماه ٨٨

 

* اشاره  به مخالفت آیت الله منتظری با شعار ارتجاعی و فاشیستی جدایی دین از دولت و حکومت است.


 
یا حسین
ساعت ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ آذر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی:

 

 

    


 
دوم آذر
ساعت ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱ آذر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی:

       

 ٢ آذر سالروز میلاد معلم عرفان-برابری-آزادی گرامی باد

     

                   دوم ِِآذر

عاشقان قدر ِگل ِ یاد ِ تو را می دانند

دوِّم ِِآذر ِ میلاد ِ تو را می دانند

خوش درخشیده ای،ای ماه ِخوشْآیین ِحنیف

اختران حکمت ایجاد تو را می دانند

چقَدر از خطر این شب وحشی گفتی

مردمان معنی فریاد تو را می دانند

غیر بیگانه پرستان و خشونت طلبان

همه زیبایی رخداد تو را می دانند

اهل دلْتشنهء باران و بهاران وطن

داغ بیست و نُه ِ خرداد ِ تو را می دانند  

خلق بیدار تو ای گوهر ایران،فردا

ارزش میهن آباد تو را می دانند

دفتر عشق بنام تو مزّین شده است

عاشقان موسم میلاد تو را می دانند

اول آذر 88


 
عهد میهنی
ساعت ۱٠:۳۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۳ آبان ۱۳۸۸   کلمات کلیدی:

 عهد میهنی   

 

                             

شکر ایزد عهد من با میهن از یادم نرفت

کوچه های کودکی های من از یادم نرفت

 خاطرات دور من از سرزمین مادری

  مردمان خوب کوی و برزن از یادم نرفت

چهره های آشنا و یاوران مهربان

آفتاب و آسمان روشن از یادم نرفت

 کار و فقر و رنج انسان، قتل گل، زندان ماه

عشق را بر دار خونین دیدن از یادم نرفت

در سیاهی های سرد شام دلگیر فراق

اختر اندیشهء برگشتن از یادم نرفت

مکتب آموزگار عشق و آزادی و قسط

اشرف سردار های میهن از یادم نرفت 

آتش عشق جوانی در ضمیر من نخفت

انقلاب ناتمام بهمن از یادم نرفت   

مشهد و تبریز و لاهیجان و شیراز و بهار

 بندر بوشهر و باغ فومن از یادم نرفت

گم شدم در جنگل آرامش شهر فرنگ

ساحل کارون و دشت ارژن از یادم نرفت 

کوچه های کودکی های من از یادم نرفت

میهنم ایران زیبای من از یادم نرفت

٢٣ آبان ۸۸


 
پیام
ساعت ٢:٥٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٤ آبان ۱۳۸۸   کلمات کلیدی:

 تا بشر پیوند خود با گوهر هستی گسست

سایهء بیداد و بحران بر زمین ما نشست 

مسلک سودا پرستی سلطه ای سنگین گرفت

چیره آمد قدرت شوم جهانخواران پست 

شیوهء لامذهبی در قالب دین خدا

راه و رسم حق شناسی را به روی خلق بست 

حرمت آزادگی را تیغ استبداد و جهل

زیر عنوان دروغین دمکراسی شکست 

 هم سرود رهروان هم سرگذشت خلق ها

هم روند روزگار این تجربت را شاهد است 

اتحاد عاشقان با اهرمن خویان خطاست

ما هواداران خورشیدیم و آنان شب پرست 

گوش کن در شعر من پژواک شعر خواجه را

چون پیامی آسمانی یادگاران الست 

تا نپوید آدمیزاده  ره  پیغمبران

" آدمی در عالم خاکی نمی آید  بدست"

 مهر ماه 88


 
ماه مهربانی
ساعت ٧:۳٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱ شهریور ۱۳۸۸   کلمات کلیدی:

 

   ماه مهربانی                              برای ستارهء مینا

ماه رمضان رسید و آورد

مهتاب  محبت خداوند

احساس حضور مهربانی

باران  دعا، بهار  لبخند

 

ماهی  پُر  زیور  عبادت

ماهی همه آیه آیه پیوند

ماهی  پُر  گوهر  اراده

ماهی همه سوره سوره سوگند

 

ماهی که هراس فتح ایمان

در  قلب  حرامیان  بیفکند

ماهی که فروغ عشق و وحدت

در  سینهء  عاشقان  پراکند

 

خوش آمده ای به خانه ما

ای ماه به صد بهار مانند

ای مژده رسان لیلة القدر

ای ماه مبارک خداوند !

۲۶ آبان ۸۰ 

 

نویسنده : فریدون انوشه : ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۵/۱۵


 
مسلم اول
ساعت ٤:۱٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٤ تیر ۱۳۸۸   کلمات کلیدی:

 

بنام خدا

 علی

نامی برای عدالت.

نامی برای عشق.

 

              One Dozen Assorted Roses         

 

اقبال لاهوری:

 

مسلم اول شه مردان علی ست

عشق را سرمایهء ایمان علی ست

 

از ولای دودمانش زنده‏ام

در جهان مثل گهر تابنده‏ام

 

از رخ او فال، پیغمبر گرفت

ملت حق از شکوهش پر گرفت

 

مرسل حق کرد نامش بو تراب

حق یدالله خواند در ام الکتاب

 

هر که دانای رموز زندگی است

سر اسماء علی داند که چیست

 

شیر حق این خاک را تسخیر کرد

این گل تاریک را اکسیر کرد

 

هر که در آفاق گردد بوتراب

باز گرداند ز مغرب آفتاب

 

ذات او؛ دروازه شهر علوم

زیر فرمانش حجاز و چین و روم....

 

                                اقبال لاهوری


 
29 خرداد
ساعت ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۸ خرداد ۱۳۸۸   کلمات کلیدی:

 

                        ۲۹ خرداد

                      سی و دومین

          سالروز شهادت مصلح انقلابی ایران 

                  آموزگار  آزادی ، عرفان و برابری

                        دکتر علی شریعتی

                                 گرامی باد                

خوشترین اقبال در آیین عشق    

بهترین نقش جمال دین عشق


 
یا حضرت زهرا
ساعت ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ خرداد ۱۳۸۸   کلمات کلیدی:

 

                                                        

  

 اقبال لاهوری:

مریم از یک نسبت عیسی عزیز
از سه نسبت حضرت زهرا عزیز

نور چشم رحمة‌للعالمین
آن امام اولین و آخرین

آن که جان در پیکر گیتی دمید
روزگار تازه آیین آفرید

بانوی آن تاج‌دار هل اتی
مرتضی، مشکل‌گشا، شیر خدا

پادشاه و کلبه‌ای ایوان او
یک حسام و یک زره سامان او

مادر آن مرکز پرگار عشق
مادر آن کاروان-سالار عشق

آن یکی شمع شبستان حرم
حافظ جمعیت خیرالامم

تا نشیند آتش پیکار و کین
پشت پا زد بر سر تاج و نگین

وان دگر مولای ابرار جهان
قوت بازوی احرار جهان

در نوای زندگی، سوز از حسین
اهل حق، حرّیت‌آموز از حسین

مزرع تسلیم را حاصل بتول
مادران را اسوه‌ی کامل بتول

بهر محتاجی دلش آن‌گونه سوخت
با یهودی چادر خود را فروخت

...آن ادب پرورده‌ی صبر و رضا
آسیاگردان و لب قرآن‌سرا

گریه‏هاى او ز بالین بى نیاز 

  گوهر افشاندى به دامان نماز

اشک او برچید جبریل از زمین
همچو شبنم ریخت بر عرش برین...

اقبال لاهوری


 
4 خرداد
ساعت ٦:٠۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳ خرداد ۱۳۸۸   کلمات کلیدی:

 

خاطرهء تابناک منادیان

جامعهء بی طبقهء توحیدی

گرامی باد

« امروز برای تجلیل از شهدایی جمع شده ایم که از خون پاک آنها پس از هفت سال سیلاب ها برخاست. همان ها که برای درهم‌ کوبیدن شرک و بت ها و اقامهء ‌‌‌‌‌‌‌توحید بپا خاستند. دشمن مشرک هم از همین جهت از آنها انتقام گرفت. "و مانقموا منهم الا ان آمنوا بالله العزیز الحمید." آنها شاگردان مؤمن و دلدادهء ‌‌‌‌‌‌‌مکتب قرآن بودند. گوهرهایی بودند که در تاریکی درخشیدند. حنیف‌نژاد، بدیع‌زادگان، عسکریزاده، مشکین‌فام،  ناصر صادق، از همین تابندگان بودند. اینها راه جهاد را گشودند. درود و رحمت خداوند بر روان آنها باد.»

                     از پیام آیت الله طالقانی در 4 خرداد 1358


 
گزارش ناتمام
ساعت ۱:٤٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳۸۸   کلمات کلیدی:

  آدرس تارنمای جدید دکتر احسان شریعتی:

http://ehsanshariati.blogfa.com/page/index.aspx

 سی و دومین سالگرد هجرت معلم ِ

عرفان - برابری و آزادی 

 دکتر علی شریعتی

گرامی باد

 

گزارش ناتمام

ز هجر روی تو آیینه از نظر افتاد

نهال آرزوی خلق بی ثمر افتاد 

بهار ملت ایران  که رهنمود  تو  بود

سریع آمد و ناگاه در خطر افتاد 

پس از تو عشق اسیر تباهکاران گشت

نوای روشن توحید از اثر افتاد 

مسیر شبگذران را حرامیان بستند

دوباره خون دل عاشقان هدر افتاد 

یکی به دام خطرناک چپ نمایی رفت

یکی به دست شب تیره بی خبر افتاد  

دوباره تیغ طمعکاری جهانخواران  

به قلب میهن ما سخت کارگر افتاد

دوباره  خطهء عمان ز تشنه کامی سوخت

دوباره  آتش بیداد بر خزر افتاد 

دوباره هستی زحمتکشان چپاول شد

دوباره سایهء وحشت به هر گذر افتاد 

غروب روی تو ای آفتاب آگاهی

چقدر بر دل ما عاشقان شرر افتاد  

هزار حیف که هنگامهء ضرورت عشق

بهار سبز حیات تو مختصر افتاد 

 ۲۶ اردیبهشت ۸۸


 
ایران
ساعت ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳۸۸   کلمات کلیدی:

  سلام 

                      این  شعر را  به یاد 21 سال پیش! که دوست خوبم کیانوش لاهیجی آن را در یک مراسم عمومی دکلمه کرد به وبلاگم اضافه می کنم:

ایران، تو باغسار منی، خاک ستاره بار منی

دلدار من نگار منی، خورشید من بهار منی

من شمع تو چراغ تو ام، آوازه خوان باغ تو ام

پیوسته در سراغ تو ام، تو دشت من دیار منی

تو زادگاه پاک منی، خون منی و خاک منی

خورشید تابناک منی، گنجینهء تبار منی

من عاشق وصال تو ام، دلدادهء جمال تو ام

پیوسته در خیال تو ام،تو عشق من نگار منی

تو میهن عزیز منی، گلدشت شعله خیز منی

من نجم شب ستیز تو ام، تو قلب داغدار منی

نای من و نوای منی، دلدار آشنای منی

محبوب دلربای منی، شعر من و شرار منی

کارون تو روان من است، البرزت آشیان من است

من مرغ نغمه خوان تو ام، تو برج پایدار منی

کی بینمت به پا شده ای، از تیرگی رها شده ای

غرق شکوفه ها شده ای، تو باغ من بهار منی

 

                                   ۲۵ فروردین ۱۳۶۶


 
بهار هم رسید
ساعت ۳:٤۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٦ فروردین ۱۳۸۸   کلمات کلیدی:

 بنام خدا

و سلامی دیگر

 بهار هم رسید و اینزمین را        پر از گل امید و آرزو کرد

ولیکن این بهار سبز گلساز               نشانی از گل رخت نیاورد  

 

مرا بگو که مثل کودکی هام              امیدوار دیدن تو بودم

تمام فصل تیرهء زمستان                 منادی رسیدن تو بودم

 

نیامدی که روشنی بگیرد                  حیات من از آفتاب رویت

نیامدی که این دل پریشان              سبک شود ز شوق گفتگویت

 

ولی اگر چه  ظلمت زمانه         فضای رهسپاری مرا گرفته

اگر چه این بهار بی نشانه              ره امیدواری مرا گرفته

 

هنوز ماه پر فروغ یادت             در آسمان هستی ام روان است

هنوز آرزوی دیدن تو                        مرا پناه رنج بی کران است

 

نشسته ام در آستان عشقت      به انتظار روزگار بهتر

به انتظار عید دیدن تو                      به انتظار یک بهار بهتر

٢۶ فروردین ٨٨ 


 
عیدتان مبارک
ساعت ۱:٥٦ ‎ق.ظ روز جمعه ۳٠ اسفند ۱۳۸٧   کلمات کلیدی:

   بنام خدا           عیدتان مبارک

             Assorted Tulips

            بهاران خجسته باد             

 


 
ماه فروماند از جمال محمد
ساعت ۳:٥۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٥ اسفند ۱۳۸٧   کلمات کلیدی:

شعری از سعدی

ماه فروماند از جمال محمد                                                                        سرو نروید به اعتدال محمد

قدر فلک را کمال و منزلتی نیست                                                                 در نظر قدر با کمال محمد

وعده‌ دیدار هر کسی به قیامت                                                                  لیله‌ اسری شب وصال محمد

آدم و نوح و خلیل و موسی و عیسی                                                         آمده مجموع در ظلال محمد

عرصه‌ گیتی مجال همت او نیست                                                               روز قیامت نگر مجال محمد

وآنهمه پیرایه بسته جنت فردوس                                                                  بو که قبولش کند بلال محمد

همچو زمین خواهد آسمان که بیفتد                                                               تا بدهد بوسه بر نعال محمد

شمس و قمر در زمین حشر نتابد                                                                 نور نتابد مگر جمال محمد

شاید اگر آفتاب و ماه نتابند                                                                        پیش دو ابروی چون هلال محمد

چشم مرا تا به خواب دید جمالش                                                            خواب نمی گیرد از خیال محمد

سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی                                                             عشق محمد بس است و آل محمد

از: سعدی


 
چه ترانه ای بخوانم
ساعت ۱:۱٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸٧   کلمات کلیدی:

بنام خدا

 

 و سلامی دیگر

 

چه ترانه ای بخوانم که قبول یار باشد؟

چه حکایتی بگویم که اثرگذار باشد

 

به نهایت زمستان، به طلیعهء بهاران

دل من هنوز خواب شب انتظار باشد

 

نه ستارهء نکویی به فراز آسمانم

نه درخت آرزویی که شکوفه دار باشد

 

ز فراق شکوه کردن نه به کار عشق آید

دل اهل عشق باید که امیدوار باشد

 

بروم به لاله زاران، به هوای باغ ایران

غزلی دگر بسازم، که پر از بهار باشد

 

و ترانه ای بخوانم که پسند یار گردد

و حکایتی بگویم، که اثرگذار باشد.

 

19 اسفند 87

 


 
جلوه بکن چون بهار
ساعت ٥:٥٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٢ اسفند ۱۳۸٧   کلمات کلیدی:

 و سلامی دیگر

 

جلوه بکن چون بهار، ای رخ والای عشق

ای مه بالای عشق، ای گل زیبای عشق

 

یاد تو از خویشتن، بی خبرم کرده است

غرق جنون می روم، در پی لیلای عشق

 

هر چه بهاری نماست، جلوهء روی شماست

ژاله به دیبای برگ، لاله به صحرای عشق

 

عمر گرانبار ما، در شب هجران گذشت

خستهء راه سفر، تشنهء صهبای عشق

 

همسفران واحهء،  قافلهء ما کجاست

دیر چرا می دمد، کوکب فردای عشق

 

آه، دلم بیش ازین، تاب نمی آورد

درد تب انتظار، داغ تمنای عشق

 

خاطرت آسوده باد، ای دل من می رسد

لحظهء دیدار یار، وقت تماشای عشق

 

87-12-02


 
بهمن 57
ساعت ۸:٢۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ بهمن ۱۳۸٧   کلمات کلیدی:

سلام

در گرامیداشت خاطرهء مبارزات و فداکاری های مردم ایران  و شهیدان جاویدان انقلاب بهمن ۵۷،                              گوش کن ای دل کنون ترانهء بهمن

گوش کن ای دل کنون ترانهء بهمن

قصهء شیرین غمگنانهء بهمن

خفته به خاکستر سیاه زمستان

 آتش سوزان بیکرانهء بهمن

می شکفد دوباره مثل گل سرخ

شعله به شب می زند زبانهء بهمن

گلشن اردیبهشت می کند این خاک

خون شهیدان جاودانهء بهمن

سبز و پر از گل شود دوباره درین باغ

شاخهء خشکیدهء جوانهء بهمن

پیک خوشاهنگ انقلاب بهار است

عطر گل یاد رازیانهء بهمن

سبز شده باغ هزار خاطره در من

از غزل سرخ عاشقانهء  بهمن

٢٠-٨-۶٨


 
برای مهندس بازرگان
ساعت ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢ بهمن ۱۳۸٧   کلمات کلیدی:

                        

                                                                

      به روان پاک مهندس مهدی بازرگان (۱۲۸۶-۱۳۷۳)

                                   

  در طلیعهء روشنایی ستاره ها آمدی.

  با ترانه های باستانی تین و زیتون

                                       برلب

  کوله بار اخلاص و استقامت

                                   بر دوش  

  و چراغ لیلة القدر ایران

                                      در اندیشه. 

  تا عبور ما آسان گردد،

                 گام به گام

                راه های طی نشده پیمودی.

  و انبوهی ازگنجینه های رستگاری فرزندآدم را

                با کلید پولادین ایمان گشودی.  

      تو  برای آزادی

  به میزان یک تاریخ پیکار کردی.

  و چقدر محتاط بودی

  چقدر محتاط بودی

  تا ما به این هزیمت تاریخی

                             دچار نگردیم.  

 

  بی"تفکیک روشنایی

                           از نگاه

                        و رفتن

                               از راه"

                                    تو را می سرایم!

  تو را که

  فروغ توحید بودی

                    در ولایت نمرودیان

  فریاد صلح                                        

               در ورطهء جنگ طلبان

فرهنگ آزادی

                   در وادی خودکامگان

 و فیروزهء صداقت

                  در واجار سیاست بازان. 

 

  نه آذرخشی آتشبار

           نه شهابی کوبنده

                      و نه شقایقی خونین برگ

 تو  چشمهء زلالی بودی

  که یک قرن

                  آرام آرام

   در سرزمین تشنهء ما

                       جاری شدی

  جاری شدی

                  تا به دریا رسیدی.

 

  این است گلخاطرهء آخرین نگاهی

  که از تصویر زیبای تو

  در ضمیر مهربان مام میهن نقش بسته است

  نام تو

  از ماندگارترین امیدهای ملت ایران است!

                      بهمن ١٣٧٣


 
فلسطین
ساعت ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٠ دی ۱۳۸٧   کلمات کلیدی:

                             فلسطین

ای شیر  اسیر  زخم   آگین        ای گوهر گیتی ای  فلسطین

ای مهد حماسه های جاوید        ای قبلهء   قدسی  نخستین

ای مسجد پر شکوه اقصی         ای  گنبد   پایدار   زرین        

بستند تو را  به بند و زنجیر         روبه  صفتان   نظم     ننگین

گوسالهء  سامری  پرستان         سودا طلبان      تیره     آیین

اینبار    ز    خون   کودکانت        شهر  غزه  را   نموده  رنگین

آتش  زده اند    بیت  حانون        چونانکه     جبالیای   زخمین

اما  تو   شکست   ناپذیری        با عزم  بسان     طور سینین

افکنده  غریو    داد خواهیت        وحشت  به تمامی  شیاطین

شیری تو اگر چه در اسارت        پیروزی اگر چه چهره  غمگین

قلب  همه   عاشقان   دنیا         از بهر تو گشته  داغ و خونین

از  ما به  شما   سلام  بادا        ای شیر  دلیر   ای  فلسطین

با  آهن  صبر   و  استقامت     در هم شکن این هجوم سنگین

از خانه و خاک خود برون کن        اشغال گران     اهرمن  کین

در نزد خدای عشق و ایمان        پیروزی تو   شدست  تضمین

عشاق  سراسر  جهان  نیز        دارند    وفای      عهد  دیرین

تا  آنکه   رها  شوی   و آزاد        از بند  جهانخوران    بی دین

آنگاه   به  سایه سار  توحید       آغاز    کنی    حیات  شیرین

                               دی ماه 87


 
دیرگاهی شد که ما را رخصت دیدار نیست
ساعت ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸٧   کلمات کلیدی:

                     

 و سلامی دیگر

 

دیرگاهی شد که ما را رخصت دیدار نیست

رخصت دیدار با دلدار گلرخسار نیست

 

بسکه دلتنگ نگاه مهربانان مانده ایم

زندگانی نزد ما جز رنجش بسیار نیست

   

ناکسان، آرامش از عاشق ْ تباران برده اند

 پیش ما چیزی بغیر از وعدهء دلدار نیست

 

در بهار عاشقی، محو غروب غربتیم

هیچ پاییزی بدین اندازه حسرتْبار نیست 

 

بهتر آن باشد که خاموشی گزینم زین حدیث

چون دلم را طاقت شرحی چنین دشوار نیست

 

نه، غلط گفتم، من از نسل بهار و بهمنم

در مرام و عهد ما این شیوهء گفتار نیست

 

در سحرگاهی که میل شب ْ پرستان خواب ماست

چاره جز صبر جمیل و دیدهء بیدار نیست

 

عاشقان از بهر آزادی سر و جان داده اند

رنج هجران دل ما قابل اظهار نیست

 

۸۷-۹-۱۱


 
میلاد معلم آزادی، عرفان و برابری
ساعت ٤:٠۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱ آذر ۱۳۸٧   کلمات کلیدی:

بنام خدا   

 ۲ آذر

  میلاد 

        معلم آزادی، عرفان و برابری

     دکتر علی شریعتی

                                     گرامی باد

  ای آتشی افروخته در بیشهء اندیشه ها

 

مولوی:

 ای رستخیز ناگهان، وی رحمت بی​منتها 

 ای آتشی افروخته، در بیشهء اندیشه​ها

 امروز خندان آمدی، مفتاح زندان آمدی         

 بر مستمندان آمدی، چون بخشش و فضل خدا

خورشید را حاجب تویی، امید را واجب تویی

مطلب تویی طالب تویی، هم منتها هم مبتدا

در سینه​ها برخاسته، اندیشه را آراسته    

هم خویش حاجت خواسته، هم خویشتن کرده روا

ای روحبخش بی بدل، وی لذت علم و عمل

باقی بهانه​ست و دغل، کاین علت آمد وان دوا

                                    مولوی

 

 


 
به نوای جستجویت، دل بیقرار دارم
ساعت ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٤ آبان ۱۳۸٧   کلمات کلیدی:

 

بنام خدا

 

سلام

 

به نوای جستجویت، دل بیقرار دارم

به هوای رنگ و بویت، هوس بهار دارم

 

هوس بهار دارم، هوس بهار، آری

که در آن بهار یاری، چو تو یادگار دارم

 

تو که عاشقْ آشنایی، تو که خوب و دلربایی 

به تو ای گل رهایی، به تو افتخار دارم

 

تو بهانهء سرودن، تو دلیل زنده بودن

چه امیدهای روشن، که من از تو یار دارم

   

نظری به من کن ای جان و دلم رها بگردان

که ز داغ لاله رویان، غم بیشمار دارم

 

گل من دمیدنت را، و بهار دیدنت را

شب و روز و لحظه لحظه، همه انتظار دارم

 

٢۴ آبان ٨٧

 


 
زندگی کُلبهء آسودگی عمر من است
ساعت ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٢ مهر ۱۳۸٧   کلمات کلیدی:

                                                                        

بنام خدا

و سلامی دیگر

 زندگی کُلبهء آسودگی عمر من است

وقتی از پنجرهء آبی آن

به تماشای گل روی تو می پردازم.

زندگی واژهء پر جاذبهء آزادی است

وقتی از عطر حضور تو بهارانی می گردم

و دل از غصه و اندوه رها می سازم.

 

زندگی مثل نماز

تکیه گاه دل بیدار من است

وقتی از شوق و نیاز

پی قدْقامت دیدار تو بر می خیزم

و نگاهی دیگر

به ره و مقصد خود می اندازم.

 

                                        ۸۷-۸-۱۷

پیام های دیگران ( 0)        PermaLink;        ۱۳۸٧/۸/۱۸ - فریدون انوشه

بنام خدا

و سلامی دیگر

 

ما هم ازین سراچهء پندار می رویم

روزی، شبی به عالم دیدار می رویم

 

خوابیم در حقیقت خواب هبوط خاک

با این سفر به عالم بیدار می رویم

 

این عمر بی حضور رفیقان زیادی است

با گریه آمدیم و گرفتار می رویم

 

هرچند دل به جلوهء دنیا نبسته ایم

در اشک و آه و حسرت بسیار می رویم

 

 ای دل ازین گذار شبانه غمین مباش

تقدیر ماست اینکه ازین دار می رویم

 

اینجا مسیر راهسپاران زهم جداست

ما عاشقان به مقصد گلزار میرویم

  

ما خاک نیستیم که محو زمین شویم

آیینه ایم و دیدن دلدار می رویم 

22 مهر 87


 
فطریه
ساعت ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٩ مهر ۱۳۸٧   کلمات کلیدی:

 بنام خدا

 سلام

                  عید فطر مبارک

                         

فطریه

ماهِ نو آمده یاران کهن برخیزند

غنچه های گل و مرغان چمن برخیزند

عید پیروزی پر ارجِ سحرْ فطرت هاست

نغمهء سارْوَک و عطر سمن برخیزند

بانگ آدم ز سرآغاز ازل می آید

که ملائک همه بر سجدهء من برخیزند  

روحِ صیقل زده آیینهء یار است اکنون

عاشقان بهر نظرْبار شدن برخیزند

وقت عیش است به بیدارْ دلان مژده دهید

شب نشینان همه از رنج و محن برخیزند

گلفروشان همه آیینهء مینا گیرند

باده نوشان پی پیمانه زدن برخیزند

هر کسی جامی ازین بادهء نوشین دارد

توبه کارند و اگر توبه شکن برخیزند  

                            لیلة القدر، پیام آور دلبر می گفت

لاله ها باید از این دشت و دمن برخیزند

شاخسارانِ نظر، رنگ بهاران گیرند

جویبارانِ طرب،غلغله زن برخیزند

گفتمش کی گل آبادی ما می روید

گفت وقتی همه خوبان وطن برخیزند

حضرت حافظ اگر باز مدد فرمایند

سایه هایی دگر از باغ سخن برخیزند

۹مهر ۸۷

 


 
نامه
ساعت ٦:٤٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٧ شهریور ۱۳۸٧   کلمات کلیدی:

 

                   

                     یا علی  

 

 

پیام های دیگران ( 0)        PermaLink;     ۱۳۸٧/۶/٢٩ - فریدون انوشه

 

و سلامی دیگر

  "ای لاوهور! ویحک! بی من چگونه ای؟

              بی آفتاب روشن، روشن چگونه ای؟" مسعود سعد سلمان

نامه      

ای میهن عزیز من ایران چگونه ای؟

این سالهای تلخ و پریشان چگونه ای؟

عمریست در فراق تو دلتنگ مانده ایم

ای مادر عزیزتر از جان چگونه ای

از این  گسسته فرزند هم یاد می کنی؟

با التهاب آتش هجران چگونه ای؟

از خانه های غمزدهء عاشقان بگو

با مردمان بی سر و سامان چگونه ای

از رنج سهمگین اسیران چه می کشی

با داغ آتشین شهیدان چگونه ای

با زخم های سینهء کارون چه کرده ای

با دردهای ساحل عُمّان چگونه ای  

آوخ، اسیر چنگ رباخوارگان شدی

در بند قوم دشمن قرآن چگونه ای

غارتگران به بام ثُریّا رسیده اند

ای ماه مانده در شب بحران چگونه ای

ای سرزمین آینه و عشق و انتظار

بی آفتاب روشن ایمان چگونه ای

ای تشنهء رهایی و آبادی و امید

در آرزوی فصل بهاران چگونه ای   

ای میهن عزیز من ایران چگونه ای

این سال های تلخ و پریشان چگونه ای؟

                                 ۲۶ شهریور ۱۳۸۷


 
برای آیت الله طالقانی
ساعت ۱:٢٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ شهریور ۱۳۸٧   کلمات کلیدی:

بنام خدا

    خاطرهء تابناک گلسرخ انقلاب، شهدای 17 شهریور  و پدر طالقانی، گرامی باد .       

"...ای جوانانی که در این خاک خفته اید ! ....ای مادران بزرگواری که بچه ها را به بغل گرفتید و در مقابل گلوله ها ایستادید ! ما در اینجا جمع شده ایم تا با شما تجدید میثاق کنیم. خون شما میثاق ماست. فریاد الله اکبر شما میثاق  ماست !...........                                                      ما، در زیر این آفتاب سوزان و در میان این جمعیت در کنار مزار شما آمده ایم تا تجدید پیمان کنیم. کنیم.                    تجدید پیمان در مقابل هرگونه استبداد، به هر شکل !    تجدید پیمان در مقابل هرگونه استثمار و استعمار! "

 از آخرین سخنرانی آیت الله طالقانی بر مزار شهیدان دلاور ۱٧ شهریور  در شهریور ماه ۱۳۵۸

 

میثاقنامه 

 این جمعه هم خطابهء توحید را بخوان 
یک پرتو از صحیفهء خورشید را بخوان

شهریور است یاد شهیدان ما بکن
میثاق نامه ای که نوشتید را بخوان

تا باز هم نماز تو را اقتدا کنیم
آیات عاشقانهء جاوید را بخوان
 
 مستضعفان هنوز به امید و انتظار
عدل علی و آمدن عید را بخوان

از ما مخواه شرح غروب ستاره ها 
بیداری شبانهء ناهید را بخوان

از ما مپرس نسل گل سرخ من چه شد
ایمان باغ و آرزوی بید را بخوان
 

محتاج آن صدای خوشآهنگ عاشقیم
شورا و ناس و سورهء امید را بخوان

این جمعه هم خطابهء توحید را بخوان
میثاق نامه ای که نوشتید را بخوان

۱۷ شهریور ۱۳۸۴  

 

پیام های دیگران ( 0)        PermaLink;        ۱۳۸٧/۶/۱۱ - فریدون انوشه

پیام های دیگران ( 0)        PermaLink;        ۱۳۸٧/۶/۱۶ - فریدون انوشه

بنام خدا

با عرض سلام به دوستان خوبم و پوزش از تاخیر در تمدید وبلاگ و تقدیم یک غزل کوتاه:

 

بسکه اندر پیچ و تاب راه دنیا مانده ایم

از نگاه کاروان عاشقی جا مانده ایم

 

از شکوه عالم آیینه داری بی خبر

بی نصیب از رویت باغ تماشا مانده ایم

 

اختیار فرصت امروزمان از دست رفت

تا گرفتار غم دیروز و فردا مانده ایم

 

سال ها در التهاب دام دریای فراق

روز و شب در انتظاری صبر فرسا مانده ایم

 

عمرمان چون جویبار از دامن دنیا گذشت

ما به عشق دیدن کارون زیبا مانده ایم

 

یاد مروارید ما کن ای مه آغوش یار

صید ظلمتگاه سرد دام دریا مانده ایم

                                             10 شهریور 87


 
غمگین ترین سرود
ساعت ٢:٤۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٧ امرداد ۱۳۸٧   کلمات کلیدی:

بنام خدا

سلام

غمگین ترین سرود را

باید برای خویش بخوانم

                       در این شب سیاه.

وقتی که کاروان یاران

دیدار آفتاب را

آواز داده است

اما هنوز من

در ابتدای راهم

             در این شب سیاه.


 
میلاد مولای متقیان
ساعت ۳:۳٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٦ تیر ۱۳۸٧   کلمات کلیدی:

بنام خدا

 

           میلاد مولای متقیان گرامی باد

                               علی

نامی برای زیستن.

  نامی برای عشق.    

 

مسلم اول شه مردان علی ست عشق را سرمایهء ایمان علی ست
از ولای دودمانش زنده‏ام در جهان مثل گهر تابنده‏ام
از رخ او فال، پیغمبر گرفت ملت حق از شکوهش پر گرفت
مرسل حق کرد نامش بو تراب حق یدالله خواند در ام الکتاب
هر که دانای رموز زندگی است سر اسماء علی داند که چیست
شیر حق این خاک را تسخیر کرد این گل تاریک را اکسیر کرد
هر که در آفاق گردد بوتراب باز گرداند ز مغرب آفتاب
ذات او؛ دروازه شهر علوم

زیر فرمانش حجاز و چین و روم....


                                                 اقبال لاهوری

 


 
ای عشق مدد کن که غزلخوان تو باشم
ساعت ٦:۱٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۳ تیر ۱۳۸٧   کلمات کلیدی:

 

بنام خدا

و سلامی دیگر

ای عشق مدد کن که غزلخوان تو باشم

تا آخر عمرم سر پیمان تو باشم

جز شرح تو در دفتر شعرم ننویسم

هم زمزمهء نغمه سرایان تو باشم

یک قطره ز دریای گهر ساز تو گردم

یک قطعه ز مهتاب درخشان تو باشم

آرامش دل بی تو محال است. محال است

ای عشق که آرام ز هجران تو باشم

کی می رسد آن لحظه که در پرتو مهتاب

 هم صحبت آیینه نشینان تو باشم

از این شب بی رونق هجران بشوم دور

 همراه سحرگاه سپاران تو باشم

پرواز کنم از قفس بندگی خویش

پروانهء آزاد بهاران تو باشم

از بهر خودم بودنم ای عشق خطا بود

بگذار درین عاقبت از آن تو باشم

۲۲-۴-۸۷


 
سالگرد شهادت معلم
ساعت ٥:۳٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٩ خرداد ۱۳۸٧   کلمات کلیدی:

 

  بنام خدا

                        ۲۹ خرداد

                      سی و یکمین

          سالروز شهادت مصلح انقلابی ایران 

                  آموزگار  آزادی ، عدالت و عرفان

                        دکتر علی شریعتی

                                 گرامی باد                             

خوشترین اقبال درآیین عشق   

 بهترین نقش جمال دین عشق

  

                             

                              

                                

 

سرود معلم شریعتی( ای شهید زنده جاودان)  در سایت YouTube :

  http://www.youtube.com/watch?v=Yz3T5xOFLcg

 کتابهای معلم شریعتی در سایت آمازون ( انگلیسی):

  http://www.amazon.com/s/ref=nb_ss_gw/105-9514284-1055615?url=search-alias%3Daps&field-keywords=ali+shariati

 شعری از شادروان پروین دولت آبادی از پیشگامان شعر کودکان و غزلسرای برجستهء معاصر ( 1387-1303 ) برای معلم شریعتی :

                                یک تن و اینهمه جان بر تو جهان ارزانی    

به  سرت  سروری  کون  و مکان ارزانی

سر و سر سوده به افلاک ز آزاده سری

شط  پویندهء  جان  بر  تو  روان  ارزانی

میر  ملک  سخنی  مالک  اقلیم  قلم

این کمین نقش بر آن نام و نشان ارزانی

جام  جوشندهء  مستی ده  هشیارانی

بر   تو   فیض   کرم   پیر   مغان   ارزانی

کوته عمری همه روشنگر شبهای سیاه

شمع   را  آتش  جانت  به  زبان  ارزانی

حرف  میرایی  بر  دفتر  عمر  تو   نرفت

جاودان  نام  تو  بر  هر دو  جهان  ارزانی

تفته خاکی ست زمین عرصهء جولان خسان

بر  تو  آن  سایهء  ایمان  و  امان  ارزانی

خاطری نیست که غمسودهء سوگ تو نشد

غم  جانسوز  تو  بر  پیر  و  جوان  ارزانی

داغ  یک دشت شقایق به دل از ماتم  تو

خون  پاکت  به  شهیدان  زمان  ارزانی

جوشش جان تو گر قالب خاکی بشکست

ناب  این  درد  به  ما  درد کشان  ارزانی

سینه ریشان تو لب دوختگانند این راز

بر  لب  غنچهء  نگشوده  دهان  ارزانی

اشکم آن مایه ندارد که فرو شوید غم

             درد و داغ تو به این سوخته جان ارزانی                                    

                                                                      پروین دولت آبادی     تیر ماه 1356  


 
4 خرداد
ساعت ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۳ خرداد ۱۳۸٧   کلمات کلیدی:

بنام خدا  

 خاطرهء جاویدان

 منادیان جامعهء بی طبقهء توحیدی

 گرامی باد

  در سحرگاه چهارم خرداد ۱۳۵۱ جلادان رژیم شاه خا‌ئن، خون پاک ۵ تن از فرزندان دلاور ایرانزمین، بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق ایران؛ مجاهدین شهید محمد حنیف نژاد، سعید محسن و علی اصغر بدیع زادگان  و دو تن از اعضای مرکزیت سازمان، مجاهدین شهید عبدالرسول مشکین فام و محمود عسکری زاده را برخاک تپه های اوین ریختند و آنان را به شهادت رساندند.  این شهادت مظلومانه، تنها شقاوت و بیرحمی رژیم وابسته به امپریالیسم را نشان نداد بلکه عزم انقلابی، صداقت آگاهانه و اخلاص توحیدی حنیف نژاد و یاران وفادارش را نیز اثبات کرد.  آنان را به جاودانگی شکوهمند ابدی رساند و به عنوان مبشرین جامعهء بی طبقهء توحیدی، الگوی نسل انقلابی عاشق آبادی و آزادی ایرانزمین ساخت .  

چرا امام موسی صدر با شاه ملاقات کرد؟

 .....ملاقات آقای صدر با شاه به درخواست مهندس بازرگان وآقای دکتر بهشتی و آقای مطهری برای نجات احتمالی عده ای از اعضای سازمان مجاهدین خلق (گروه باکری و حنیف نژاد)  که دستگیر شده بودند و از نزدیکان آقای طالقانی بودند صورت گرفت. آقایان از ایشان خواسته بودند که از شاه قول بگیرد که اینها را اعدام نکند. با ورود ایشان به ایران هم در قم و هم در تهران جلسات متعددی گذاشته می شود و از ایشان خواسته می شود که شما به عنوان یک شخصیت ایرانی  که خارج از ایران هستید و شاه ممکن است از چهره بین المللی شما ملاحظه کاری کند بروید و با شاه ملاقات کنید و این را از او بخواهید. ایشان می گوید که این مرد خبیث تر از آن است که این را مراعات کند اما اگر فکر می کنید که فایده ای دارد اگر چه احتمالش بسیار صعیف است اما چون محتملآ قوی است من حاضرم این کار را بکنم. ایشان به درخواست این آقایان با شاه ملاقات کردند این را هم از شاه می خواهند. اما بعد که جلسه تمام می شود و ایشان بیرون می آیند به امیر اسدالله علم می گویند به من قول داد ولی در ناصیه اش نمی بینم که به این قول وفا کند!

صادق طباطبایی ،مصاحبه با روزنامه اطلاعات.   

منبع:  بنیانگذاران. صفحه ۱۷۳. انتشارات سازمان مجاهدین خلق ایران


 
← صفحه بعد